شماره 558 - دوشنبه 07 اسفند 1396

شصت و هشتمین دوره جشنواره برلین به کار خود پایان داد
دست‌های خالی و خرس‌های خندان

حافظ روحانی
دبیر گروه ادب و هنر

از جنجال‌ها و اخبار مربوط به نشست خبری فیلم «خوک»، ساخته مانی حقیقی (تنها فیلم ایرانی حاضر در این دوره جشنوار‌ه جهانی فیلم برلین) که بگذریم، شصت و هشتمین دوره جشنواره جهانی فیلم برلین برای سینمای ایران دستاورد قابل ذکری نداشت، مگر اینکه تقدیر از «درساژ» (و نه کسب جایزه)، نخستین ساخته پویا بادکوبه در یکی از بخش‌ها را موفقیت در نظر بگیریم. با این‌حال، ایرانیان در جشنواره جهانی فیلم برلین سابقه خوبی دارند، هر چند دو فیلم ایرانی در سال‌های دهه 1330 (1950) و دهه 1340 (1960) در بخش‌های جنبی جشنواره جهانی فیلم برلین شرکت داشتند («شب‌نشینی در جهنم» (موشق سروری و ساموئل خاچیکیان) و «شقایق سوزان» (هوشنگ شفتی) ) به‌واقع از دهه 1970 (1350) که تعدادی از فیلم‌های ایرانی به شکل وسیع در جشنواره‌های جهانی شرکت کردند، برلین یکی از اولین مقاصد بود و «طبیعت بی‌جان»، ساخته زنده‌یاد سهراب شهید ثالث برنده خرس نقره‌ای بهترین کارگردانی در سال 1974 (1352). موفقیتی که دو سال بعد با کسب دومین خرس نقره‌ای بهترین کارگردانی توسط پرویز کیمیاوی برای فیلم «باغ سنگی» به سال 1976 (1354) ادامه یافت. با این‌حال، در سال‌های پس‌از انقلاب نه فقط سیاست‌های تولید فیلم در سینمای ایران را تغییر کرد، بلکه ساختارهای قبلی که ارتباط‌هایی با جشنواره‌های جهانی برقرار کرده بودند، تعطیل شد. به‌این‌ترتیب بود که سینمای ایران تا اواخر دهه 1980 میلادی (نیمه دوم دهه 1360) دیگر حضور چندانی در جشنواره‌های جهانی نداشت. با این‌حال، این دوره از حضور بین‌المللی فیلم‌های ایرانی در جشنواره‌های جهانی هم تداوم داشت و هم با موفقیت‌های بیش‌تری همراه بود. تداومی که البته شامل سه فیلم ایرانی که امسال در جشنواره جهانی فیلم برلین حاضر بودند، نشد. با این‌حال، در این روزها که هم فیلمسازان ایرانی کارآزموده‌تر شده‌اند و هم از آن مهم‌تر نظام پخش فیلم در سینمای ایران پیشرفته‌تر شد، حضور سه فیلم در جشنواره جهانی فیلم برلین را دیگر نمی‌توان افتخار بزرگی به حساب آورد. به‌خصوص که سینمای ایران پیش‌تر چندین جایزه از این جشنواره جهانی کسب کرده که مهم‌ترین‌شان دو خرس طلایی (جایزه بهترین فیلم) توسط «جدایی نادر از سیمین» (2010) و «تاکسی» (2015) بوده است. اما اتفاق خوب را شاید بتوان حضور فیلم‌های متنوع ایرانی در جشنواره‌های جهانی و به‌خصوص جشنواره جهانی فیلم برلین دانست. هر چند که سینمای رئالیسم اجتماعی ایران تاکنون موفق‌ترین جریان سینمایی در سطح جهان بوده است، ولی مانی حقیقی تاکنون دو بار با دو فیلم در بخش مسابقه جشنواره جهانی فیلم برلین شرکت کرده که «اژدها وارد می‌شود» مطلقا فیلمی مجزا از جریان رئالیسم اجتماعی بود و «خوک» هم با استناد به نوشته‌ها، قصه و چند سکانس منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی ارتباطی با این جریان ندارد. در سمت دیگر می‌توان به «هجوم»، سومین ساخته بلند شهرام مکری اشاره کرد. مکری نیز که با دومین فیلمش، «ماهی و گربه» تجربه حضور در جشنواره جهانی فیلم ونیز و کسب یک جایزه از بخش جنبی این جشنواره را دارد هم ارتباطی با جریان رئالیسم اجتماعی سینمای ایران ندارد و اتفاقا بیش‌تر به فن‌سالاری سینما و ساختار توجه دارد. با نگاه به سابقه حضور فیلم‌های ایرانی در جشنواره برلین البته باید اذعان کرد که اکثریت فیلم‌های ایرانی حاضر در برلین تاکنون به جریان رئالیسم اجتماعی سینمای ایران ارتباط داشته‌اند، چنانچه می‌توان به تنها حضور مسعود کیمیایی در جشنواره جهانی فیلم برلین با فیلم «دندان مار» اشاره کرد که کم‌و‌بیش به جریان رئالیسم اجتماعی نزدیک است. پس اگر امسال سینمای ایران با دست خالی از برلین بازگشت، شاید برخلاف تصور اولیه خبر خیلی بدی نباشد. سینمای ایران در سال‌های اخیر در تلاش بوده تا مرزهای بیانی و روایی‌اش را گسترش دهد. در این مسیر، نمونه‌هایی از فیلم‌های ایرانی بخت بلندتری داشتند و راهی جشنواره‌های جهانی شده‌اند اما عدم موفقیت‌شان (لااقل در کسب جایزه) را می‌توان به چند عامل نسبت داد؛ اول: کم‌تجربگی سینمای ایران در بازاریابی که همچنان به دو سه پخش‌کننده محدود است. دو: کم‌تجربگی ساختار سینمای ایران در پرداختن مضمون‌های تازه. به‌واقع این تجربیات در سینمای ایران تازه هستند و هنوز چشم‌انداز جهانی ندارند و سوم انتظار غرب از سینمای ایران که ذیل همان نگاه «اوریانتالیستی» (شرقی‌سازی) قرار گرفته و از سینمای ایران انتظار یک تصویر مشخص را دارد. این موضوع آخر به شکلی اتفاقا در سوال یک خبرنگار آلمانی از مانی حقیقی در کنفرانس خبری مطرح شد، جایی که این خبرنگار درباره سوالات سیاسی متعدد از فیلم‌سازان ایران پرسید و مانی حقیقی در مقام پاسخ به این نکته اشاره کرد که آنها به خاطر یک فیلم یا «یک اثر هنری» در جشنواره شرکت کرده‌اند و دوست دارند درباره آن صحبت شود و باقی موضوعات جزو بدیهیات است و دیگر دلیلی برای طرح‌شان نیست. سینمای ایران امسال با دستان خالی از برلین بازگشت، با این‌حال همین پرسش و پاسخ کوتاه که به شکل وسیع در شبکه‌های اجتماعی هم پخش و بازپخش شد، یک حقیقت را در مورد سینمای ایران بیان کرد؛ سینماگران ایرانی حالا در جست‌وجوی گسترش دادن زبان سینما در سطح جهانی‌اند و نه فقط تن دادن به همان نگاه اگزوتیک یا اوریانتالیستی. پس اگر خرس‌ها امسال به ما نخندیدند، شاید به واسطه بلندپروازی‌مان
بوده باشد.






ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
کد تصویر را در کادر وارد کنید