شماره 558 - دوشنبه 07 اسفند 1396

«فرزاد مؤتمن» از «فرخ غفاری» می‌گوید
اولین فیلم جدی سینمای ایران را ساخت

سیدحسین رسولی
دبیر صفحه آخر

 در چنین روزی، (۷ اسفند ۱۳۰۰) فرخ غفاری در تهران زاده شد و سال ۱۳۸۵ در پاریس درگذشت. او یکی از مهم‌ترین مدیرهای فرهنگی ایران بود. غفاری، بنیانگذار «فیلم‌خانه ملی ایران» و «کانون فیلم» بود. فرخ غفاری مدیر اولین جشنواره جهانی فیلم تهران هم بود که تاثیر بسیار خوبی درزمینه ساخت فیلم‌های هنری در ایران گذاشت.
به‌همین‌مناسبت سراغ فرزاد مؤتمن، مدرس، نویسنده و کارگردان تاثیرگذار سینما رفتیم و او درباره فرخ غفاری به «وقایع‌اتفاقیه» گفت: «درواقع، غفاری اولین فیلمسازی است که فیلم جدی ساخت. به نظرم فیلمسازی است که خیلی هم بد آورد. فیلم «جنوب شهر» او توقیف شد. هیچ‌‌وقت هم به نمایش درنیامد. بعد فیلم بسیار خوبش یعنی «شب قوزی» را ساخت. این اثر آنقدر از سلیقه متعارف جامعه جلوتر بود که دیده نشد. بعد از گذشت بیش از ۵۰ سال از زمان ساخت فیلم مذکور با علاقه نسخه‌های «دی‌وی‌دی» آن را دنبال می‌کنیم. احتمالا اولین فیلم کمدی درام جدی تاریخ سینمای ایران است. از قصه‌های هزارویک شب هم برداشت شده است».
مـؤتمـــــن ادامــــــه می‌دهد: «دکوپاژ فیلم «شب قوزی» همچنان سرپاست. نو و مدرن است. انگارنه‌انگار فیلم برای سال‌های دور است. فیلم زنده‌ای است».
کارگردان فیلم «شب‌های روشن» (۱۳۸۱) تصریح می‌کند: «از فرخ غفاری چیزهای بزرگی یاد گرفتم. متاسفانه در زمان ساخت فیلم سومش راه غلطی رفت. فیلم «عروس کدومه؟ » منظورم است. شکست تجاری «شب قوزی» و عدم نمایش «جنوب شهر» غفاری را وادار به ساخت فیلم تجاری کرد ولی وقتی می‌رود چنین فیلمی بسازد که شاید اسمش را «فیلمفارسی» بگذاریم، باز هم نفروخت. از جنس فیلم‌های «سیامک یاسمی» هم عقب‌تر بود. فیلم «عروس کدومه؟» لطمه بزرگی به فرخ غفاری زد. سال‌های زیادی طول کشید که فیلم «زنبورک» را بسازد. در آن فیلم سال‌های تمرین‌نکردن به‌خوبی مشخص است و آن را به‌وضوح می‌بینید؛ فیلمی کم‌‌انرژی که دقیق هم نیست». کارگردان فیلم «خداحافظی طولانی» (۱۳۹۳) درباره فیلمسازی خودش نیز می‌گوید: «شخصا از فرخ غفاری خیلی آموختم. اگر قرار است چیزی را برای بازار بسازید و شرایط را برای آینده هموار کنید، شکی درش نیست، این کار را کنید ولی باید حتما بفروشد. اگر نفروشد وای به حال شما! من هم زمانی مجبور شدم فیلم «پوپک و مش‌ماشاالله» بسازم. احساس کردم در موقعیتی قرار دارم که باید چنین کاری کنم. به خودم گفتم این فیلم باید بفروشد و اگر نفروشد دیگر کارت تمام است».






ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
کد تصویر را در کادر وارد کنید