گفت‌وگوی «وقایع اتفاقیه» با دو هنرمند سماع گر

از هزاران در یکی گیرد سماع!

۳۰ مرداد ۱۳۹۷ | ۰۰:۴۹ کد : ۹۱ فرهنگ و هنر
هنر رقص سماع، محور گفتگویی است که خبرنگار وقایع اتفاقیه با «سهرورد زرشکیان» و «رامین صفی یاری» درباره ی رقص سماع، پیشینه ی آن، نشانه شناسی و در نهایت، نگاه به سماع به عنوان یک هنر نمایشی یا راه وصلی عاشقانه، داشته است. گرچه این دو هنرمند، سماع امروز را که به عنوان هنری نمایشی شناخته می شود، با آنچه از سماع مولانا به ذهن متبادر می گردد، متفاوت می دانند.
از هزاران در یکی گیرد سماع!

گفتگو از کورش چهاردوری

 

روزنامه آنلاین وقایع اتفاقیه: بی‌تردید، هنر رقص سماع، نام مولانا و شمس را در یاد هر بیننده‌ای زنده می‌کند. هنری که قونیه مهد آن است اما حتی در بارگاه مولانا نیز با محدودیت‌هایی مواجه است. کورش چهاردوری خبرنگار آنلاین روزنامه وقایع اتفاقیه با «سهرورد زرشکیان» و «رامین صفی یاری»، دو هنرمند سماع گر که فعالیت در گروه‌هایی نظیر «آقای سماع» و داود آزاد را در کارنامه دارند، در باب این هنر و روح معنوی و بعد ظاهری آن به گفتگو نشسته است که مشروح آن را در ادامه خواهید خواند:

 

 

در مقام نخستین سؤال، بفرمایید «سماع» دقیقاً به چه معناست؟

 

زرشکیان: اگر «سماع» را یک هنر در نظر بگیریم، باید قبول کنیم که هر هنری دو بخش دارد: صورت و ماهیت. شخصاً بر این باور هستم که در بدو پیدایش سماع، شکل و صورت و قالب، هیچ نقشی در آن نداشته است. فلسفه‌ی شکل‌گیری سماع آن نبوده که دیگران ببینند و برای این بینندگان، شکل و فرم زیبایی ایجاد شود. از دیرباز گفته‌شده که سماع از درون می‌جوشد. به این معنا که در سماعی که به مولانا یا شمس نسبت می‌دهند، دغدغه‌ای برای فرم وجود نداشته است. پس از تزکیه‌ی نفس و سیر درونی، حالتی معنوی دست می‌داده که فقط در لحظه، یعنی فقط در زمان حال حضور داشتند.

 

این سخنی است که عرفا در دوره‌های گذشته و روان شناسان در عصر حاضر، تأکید دارند که آدمی تنها باید در زمان حال زندگی کند و زندگی در گذشته و آینده را به دست فراموشی سپارد. این هوشمندی چنان بوده که سماع گران، به سماع می‌آمدند، نه آنکه سماع کنند. این موضوع به بعد محتوایی سماع مربوط است که به وجد می‌رسیدند. حتی آمده است که ساعت‌ها سماع می‌کردند و می‌چرخیدند؛ اما به‌تدریج شکل و صورت هم در سماع اهمیت یافته است. امروزه سماع، زیرمجموعه‌ی هنر رقص قرار می‌گیرد و بدیهی است که وجه شکلی پررنگی دارد.

 

به این معنا که در کلاس‌های آموزش، نحوه‌ی قرار گرفتن دست‌ها یا چرخیدن آموزش داده می‌شود. اگر بخواهیم سماع را به شعر تشبیه کنیم، قافیه و وزن، شکل سماع را نشان می‌دهد و پیام شعر، محتوای سماع است؛ بنابراین، از نظر من، سماع واقعی از منظر تاریخی، تنها محتوا بوده و صورت، جایی در آن نداشته است. شاید سماع گران در سده‌های پیشین، شکل یکسانی نداشته‌اند اما آنچه امروز به‌عنوان «سماع قونیه» می‌شناسیم، شکل واحدی دارد. آنچه در کنسرت‌ها می‌بینیم، پرفورمنس است تا تماشاگر شکل زیبایی ببیند و لذت ببرد.

 

صفی یاری: از بعد لغوی، سماع به معنای شنیدن است. در روایات آمده که مولانا اصواتی را به گوش ضمیر می‌شنیده و با آن اصوات سماع می‌کرده است. حتی آمده است که یکی از سماع‌های معروف مولانا در بازار مسگران و در هیاهوی ضربات آهنگینی که به گوش می‌رسیده، انجام شده است.

 

 

کدام‌یک از این حالات صحیح است؟ اینکه سماع کنند تابه‌حال خوشی برسند یا وقتی حال خوشی دارند، سماع کنند!

 

زرشکیان: واقعیت این است که وقتی به حال خوبی رسیده باشی، به سماع هم می‌رسی. نه اینکه سماع کنی تا به ‌حال خوبی برسی. پس در نظر داشته باشیم که سماع امروز، متفاوت با سماع قدماست. آنچه در کنسرت‌ها و نمایش‌ها می‌بینیم، نوعی هنرنمایشی است که سماع گر، باید بکوشد تا جنبه‌ی شکلی و ظاهری را به بهترین نحو ممکن نشان دهد؛ اما قدما، درنتیجه‌ی حال خوش، به سماع می‌آمدند و این تفاوت بزرگی است.

 

 

از نمادهایی که در رقص سماع وجود دارد بگویید... اینکه کلاه و ردا و لباس و حرکات دست، هرکدام چه معنایی در بر دارند؟

 

صفی یاری: سماع، از زمان‌های دور در قونیه رونق داشته است اما از دوره‌ی آتاتورک، به‌شدت با آن مخالفت شد و سماع خانه‌ها و محل‌هایی که سماع در آن انجام می‌شده، بسته می‌شود و دوره‌ای از خفقان را در ترکیه پدید می‌آورد. دهه‌ها طول می‌کشد تا سماع بار دیگر در جامعه دیده شود و در آن چند دهه، سماع به شکل زیرزمینی انجام می‌شده است؛ اما وقتی بار دیگر، سماع به عرصه‌ی عمومی بازگشت، بسیاری را به این باور رساند که آنچه به‌عنوان سماع عرضه می‌شود، دیگر شباهتی با سماع اصیل ندارد و بیشتر ادای سماع است و سماع، تبدیل به آیینی شده که از معنا تهی شده است؛ اما در همین آیین، ترتیباتی وجود دارد. سماع در مکانی انجام می‌شود که دایره‌ای شکل است.

 

معمولاً در میان سماع گران، پیری حضور دارد که لباس او با دیگر سماع گران متفاوت است. سماع گران کلاهی قهوه‌ای یا سیاه‌رنگ دارند اما کلاه پیر، کمربند سبزرنگی هم بر کلاه خود دارد. در زمان ورود، سماع گران از پیر کسب اجازه می‌کنند. سماع گران با ردایی سیاه‌رنگ وارد می‌شوند و لباس اصلی سفید است. در بدو ورود، باید ردای سیاه در آورده شود که نمادی است از خارج شدن از دنیای مادی و ورود از سیاهی به سپیدی. در حالت ایستاده، هر دو دست به‌صورت «لا» روی سینه قرار می‌گیرد که نمادی است از «لا اله الا الله». پای چپ، پای استوار است و چرخش در جهت گردش زمین، با پای راست اتفاق می‌افتد. با شروع چرخش، دست‌ها به سمت پایین حرکت می‌کنند و از پایین اوج می‌گیرد و به بالا می‌رود. دست راست که بالاتر از چپ قرار می‌گیرد، به سمت آسمان است و دست چپ، به سمت زمین قرار دارد و به‌نوعی اتصال به عالم بالا را نشان می‌دهد. این تمام حرکتی است که در سماع صورت می‌گیرد.

 

زرشکیان: در سماع، از لباس سفید به کفن هم تعبیر می‌شود. به این معنا که سماع گر، نفس خود را کشته است و هیچ تعلقی ندارد. کلاه هم نماد سنگ‌قبر است. برخی نیز گفته‌اند که چرخش پای راست، به معنای پای کوبیدن بر نفس انسان است.

 

 

چرا سماع به شکل چرخش خود را نشان می‌دهد؟

 

زرشکیان: مولانا این‌گونه تعبیر می‌کند که تمام عالم هستی در حال چرخش است. از کوچک‌ترین ذره تا زمین که به دور خورشید می‌چرخد. اصل هستی را در چرخش می‌داند.

 

 

وقتی سماعی را می‌بینیم، اولین سؤالی که در ذهن ایجاد می‌شود این است که چرا سماع گران سرگیجه نمی‌گیرند و دومین سؤال شاید این باشد که آیا شما در حین سماع، حقیقتاً از دنیا و مافی‌ها جدا می‌شوید و حالی عرفانی به شما دست می‌دهد؟

 

صفی یاری: سرگیجه که به جهت حرکت مایع گوش است و در اثر تمرین، این مایع تثبیت می‌شود و حتی اگر من شش ماه هم تمرین نکنم و باز به اجرای سماع بپردازم، دیگر سرگیجه‌ای احساس نمی‌کنم؛ اما در پاسخ به سؤال دوم، شخصاً فکر می‌کنم که سماع سه شکل است. اول، سماعی است که فرم ندارد و گفته‌شده که عرفای ما انجام می‌دادند. واقعیت این است که شخصاً چنین فردی را ندیده‌ام و در این حالت، ممکن است از خود بی‌خود شدنی وجود داشته باشد. نوع دوم، کاملاً نمایش سماع است. به این معنا که بر شکل اجرای خود کاملاً تمرکز کرده‌ای تا دست‌ها در حالت درست قرارگرفته باشد و چرخش بی‌نقص باشد. در این حالت، هیچ جداشدنی وجود ندارد.

 

در این نوع از سماع، هر میزان که هشیاری بیشتری وجود داشته باشد، پرفورمنس زیباتری به نمایش گذاشته می‌شود. نوع سوم، سماعی بین دو حالت قبلی است. به این معنی که زمان‌هایی، شاید در حد چند ثانیه، احساس می‌کنی که ذهن متمرکز است، همه‌چیز ساکن است و فکری وجود ندارد. صحبت در این زمینه کار بسیار سختی است اما اصطلاح Mindfulness که «به هشیاری» یا «ذهن آگاهی» ترجمه شده، به معنای آگاهی در کنار توجه است؛ یعنی تمرکز در لحظه صورت می‌گیرد و هر میزان که فکر و آگاهی، در کنار توجه قرار گیرد، نه به گذشته فکر می‌کنی و نه به آینده و حتی به شکل ظاهر هم فکر نمی‌کنی.

 

 

مهم‌ترین درسی که از سماع می‌توان گرفت، چیست؟

 

صفی یاری: یکی از آموزه‌های عرفان که در قالب سماع هم می‌تواند ورود پیدا کند، کوچک‌تر شمردن خود است. هرچقدر که منیّت را کوچک و کوچک‌تر کنیم، وجدی درونی نسبت به دنیای بیرون ایجاد می‌شود. این مسئله‌ی بسیار مهمی است که خود را کوچک کردن، مصداق کنار گذاشتن منیّت است. استاد ملکیان در بحث عدالت جان رالوز، فیلسوف عدالت محور و در موضوع وضع قوانین، فراموش کردن خود را مطرح می‌کند. بدین معنا که قانون‌گذار، به هر میزان خود را فراموش کند، قانون عادلانه‌تری وضع می‌شود. هرچقدر که انسان این منیّت را تضعیف کند، به حال بهتری دست می‌یابد؛ اما متأسفانه جهان امروز، جهان نمودهاست و نه بودها.

 

زرشکیان: برخی فکر می‌کنند که اگر می‌خواهند به خدا برسند، باید سماع یاد بگیرند. درحالی‌که این‌طور نیست. شاید تنها در سماع مولانا ما جنسی از نیایش را ببینیم. تفاوتی هم ندارد در کجای دنیا باشیم. سماع از قونیه آغاز شد و در خاورمیانه و شمال آفریقا، در مصر و مراکش هم سماع گران بسیاری هستند. گرچه در شهر قونیه و بارگاه مولانا، اجرای سماع درملأعام ممنوع است!

 

 

در کنسرت‌ها، مشکلی برای دریافت مجوز ندارید؟

 

زرشکیان: در کنسرت‌ها، ما باید دو مجوز سمعی و بصری را دریافت کنیم. سماع به جهت اینکه هنری نمایشی محسوب می‌شود، باید از این اداره مجوز بگیریم؛ اما مواردی داشتیم که به موسیقی مجوز دادند اما به اجرای سماع، مجوز ندادند. درحالی‌که اطلاع‌رسانی شده بود که کنسرت موسیقی به همراه اجرای سماع خواهد بود.

کلید واژه ها: سماعآقای سماعداود آزادمولاناقونیهسهرورد زرشکیانرامین صفی یاری


نظر شما :