علی صوفی در گفتگو با «وقایع اتفاقیه» مطرح کرد:

جریان برانداز خارجی و بازنده داخلی، در فکر تخریب خاتمی اند

۲۶ مرداد ۱۳۹۷ | ۱۶:۴۱ کد : ۵۱ انتخاب سردبیر سیاسی
چالشی که برخی از اصلاح‌طلبان مدتی است با آن مواجه هستند، این است که چه سازوکاری پیدا کنند تا فرد یا افرادی را به‌عنوان رهبری اصلاحات معرفی کرده و از رهبری شخص آقای خاتمی خارج شوند
جریان برانداز خارجی و بازنده داخلی، در فکر تخریب خاتمی اند

گفتگو از کورش چهاردوری

 

روزنامه آنلاین وقایع‌اتفاقیه: چند روز پیش، صادق زیباکلام طی مصاحبه‌ای، موضوع برگزاری کنگره سراسری اصلاحات را مطرح کرد تا به گفته‌ی او، بعد از دو دهه، تعریف جدیدی از اصلاحات و اصلاح‌طلب مطرح شود. این در حالی است که در چند مدت اخیر، موضوعات دیگری ازجمله، پارلمان اصلاحات و اصلاح اصلاحات مطرح شد که با برخورد تند عده‌ای از اصلاح‌طلبان مواجه شد. کورش چهاردوری خبرنگار روزنامه آنلاین وقایع اتفاقیه، در گفتگو با علی صوفی، دبیرکل حزب پیش روی اصلاحات، نظر او را رابطه با موضوعات فوق جویا شد که مشروح آن را در ادامه خواهید خواند:

 

دکتر زیباکلام، در پاسخ به نامه آقای عارف، طرح برگزاری کنگره اصلاحات را مطرح کرده‌اند. فکر می‌کنید این ایده قابلیت اجرا دارد؟

ایده‌ی دکتر زیباکلام، ایده بسیار خوبی است. به این معنا که شرایط اقتضا می‌کند به موضوعی که ایشان در دستور کار این کنگره قراردادند، پرداخته شود. اما طرح آقای زیباکلام همان پارلمان اصلاحات است که ایده‌ی آن در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات به تصویب رسید. این در حالی است که هیچ طرحی برای آن ارائه نشده است.

 

پارلمان اصلاحات، در شرایطی که احزاب در سطح کشور نمایندگی ندارند و حتی به‌زحمت می‌توانند به حدنصابی که قانون تعیین کرده (یعنی احزاب در یک‌سوم استان‌ها نمایندگی داشته باشند) برسند، چگونه می‌شود حتی به اسم در شهرستان‌ها احزاب را مشخص کرد؟ احزاب امروز فراگیری ندارند. بنابراین این ایده مبهم است.

 

اما چالشی که برخی از اصلاح‌طلبان مدتی است با آن مواجه هستند، این است که چه سازوکاری پیدا کنند تا فرد یا افرادی را به‌عنوان رهبری اصلاحات معرفی کرده و از رهبری شخص آقای خاتمی خارج شوند. سال‌هاست که این موضوع طرح می‌شود و مشخص است که عده‌ای تلاش دارند تا در جایگاه رهبری جبهه اصلاحات مطرح شوند؛ آن‌هم بدون اینکه شرایطی که آقای خاتمی به‌عنوان رهبر اصلاحات دارد را داشته باشند. آن چیزی که موجب رهبری آقای خاتمی در جبهه اصلاحات شده، کاریزمای ایشان است.

 

کاریزمای آقای خاتمی هم به شخصیت ایشان مربوط است و ارتباطی با جایگاه تشکیلاتی یا سازمانی که ایشان در نظام داشتند، یعنی ارتباط چندانی با ریاست جمهوری ایشان ندارد. آن‌هم شخصیتی که توانسته در سطح بین‌المللی بدرخشد و مایه افتخار مردم باشد. همین شخصیت موجب شده که مردم به آن اعتماد و تکیه کرده و سخنان او را بپذیرند. چنین شخصیتی، شخصیت بی‌بدیلی است. البته افراد بسیاری در موقعیت آقای خاتمی بودند اما نتوانستند چنین جایگاهی کسب کنند. صداقت، دانش و بینش آقای خاتمی است که موجب شده مردم چنین جایگاهی برای او قائل شوند.

 

از طرف دیگر، عملکرد بسیار بد طرف مقابل است که وقتی آقای خاتمی صداقت دارد، طرف مقابل متهم به دروغ‌گویی است. اگر آقای خاتمی صاحب وجهه‌ی بین‌المللی است، طرف مقابل در داخل هم مقبولیت ندارد، چه رسد به سطح بین‌الملل. به همین دلیل، وقتی آقای خاتمی از مردم می‌خواهد به لیستی رأی دهند که مردم بخشی از آن لیست را نمی‌شناسند، مردم به آن رأی می‌دهند. درحالی‌که علی‌الاصول مردم باید تمام لیست را بشناسند.

 

 

اما امروز شرایط کشور به سمتی درحرکت است که به نظر می‌رسد اساساً اصلاحات مقبولیت اجتماعی خود را ازدست‌داده است. در شرایطی که ملت یک سال و نیم پیش در پای صندوق‌های رأی حاضر شدند، بسیاری از رأی‌دهندگان پشیمان و مأیوس هستند.

واقعیت این است که مردم امروز مانده‌اند. امروز مردم در یک بلاتکلیفی مرجعیتی به سر می‌برند. آقای حجاریان می‌گوید به سلبریتی‌ها تکیه کنیم. این یعنی تغییر مرجعیت. اگر قرار است این‌گونه رفتار کنیم، پس چرا به آقای رئیسی که به سراغ آقای تتلو رفت ایراد می‌گیریم؟ او هم درک کرده بود که مرجعیت مردم تغییر کرده است. این رویکرد قطعاً نتیجه نخواهد داد. این به معنای وادادگی سیاسی  است.

 

 

من از صحبت‌های شما این‌طور نتیجه می‌گیرم که کسانی که صحبت از پارلمان اصلاحات و اصلاح اصلاحات می‌کنند، چشم به جایگاه رهبری اصلاحات دارند!

به نظر من همین‌طور است.

 

 

اما آن چیزی که در وضعیت اجتماعی و سیاسی کشور رصد می‌شود، معضل انتخاب است و نه فقدان مرجعیت! یعنی دغدغه امروز مردم این نیست که در صدر اصلاحات آقای خاتمی نشسته باشد یا هر فرد دیگری یا اینکه در شورای سیاستگذاری اصلاح‌طلبان چه می‌گذرد. مسئله این است که بعد از انتخابات ریاست جمهوری 92 و 96 و انتخابات مجلس دهم که توقع ملت از این مجلس به‌هیچ‌وجه پاسخ داده نشد، آیا می‌توانند بار دیگر به اصلاحات اعتماد کنند یا نه. شواهد نشان می‌دهد که مردم برای سال آینده، دچار تردید جدی هستند و بعید است که بار دیگر حاضر شوند به لیستی که آقای خاتمی معرفی می‌کند، اعتماد کنند. این مسئله تا چه اندازه دغدغه رهبری اصلاحات و اصلاح‌طلبان است؟

شما به نکته بسیار خوبی اشاره کردید. شما از مشکل عبور کردید و به مسئله توجه کردید. مسائل مردم چیزی است که در زندگی روزمره آن را حس می‌کنند و می‌آیند در کف خیابان آن را فریاد می‌زنند. مسئله مردم در سال‌های 92 و 96 با سال 97 کاملاً متفاوت است. مردم در آن سال‌ها از اصلاحات توقع داشتند که کاندیدای واحد معرفی کنند و اشتباه سال 84 را مرتکب نشوند. بنابراین مردم آمادگی داشتند که صدای اصلاحات را بشنوند. اصلاح‌طلبان هم خوب عمل کردند. اما امروز مردم به صندوق‌های رأی اعتماد ندارند و از انتخاب خود در سال 96 هم مأیوس هستند. امروز اصلاح‌طلبان باید به سراغ گفتمان جدیدی بروند. گفتمان قبلی، امروز هیچ جایگاهی در مردم ندارد. موضوع پارلمان اصلاحات و رهبری اصلاحات هم، تنها دغدغه عده‌ای از نخبگان اصلاحات است که به جایگاه رهبری جبهه اصلاحات فکر می‌کنند، نه دغدغه مردم.

 

 

در جلساتی که با آقای خاتمی داشتید، این موضوع مطرح‌شده که مردم و جامعه به سمت قهر با صندوق رأی و از آن مهم‌تر، قهر با اصلاحات پیش می‌روند؟ این دغدغه در شخص آقای خاتمی وجود دارد و در مورد آن گفتگو می‌شود؟

به‌صورت پراکنده، در ملاقات‌هایی که با آقای خاتمی صورت می‌گیرد، این مسائل مطرح می‌شود. اما به‌صورت منسجم و سازمان‌یافته که در یک نشستی، این موضوع مطرح شود و راهکاری برای آن اندیشیده شود، من هنوز چیزی نشنیده‌ام.

 

 

امروز جامعه ما به شخص آقای خاتمی بی‌اعتماد شده است. موضوعاتی در مدت اخیر علیه آقای خاتمی مطرح شد. ازجمله مسئله محل سکونت ایشان و واکنشی که به نامه عده‌ای از فعالان سیاسی درباره مذاکره مستقیم با امریکا داشتند، آقای خاتمی را عملاً در مقابل مردم قرار داده است. با شکافی که هرروز بین مردم و حاکمیت در حال تعمیق است، به نظر می‌رسد کار به‌جایی خواهد رسید که آقای خاتمی هم نتواند با «تکرار می‌کنم» مردم را به‌پای صندوق رأی بیاورد.

دو جریان وجود دارد که در فکر تخریب آقای خاتمی است. اولی جریان برانداز خارجی و دومی جریان بازنده‌ی انتخابات داخلی است. این‌ها می‌خواهند به هر نحو ممکن، اعتبار، جایگاه و نقش تعیین‌کننده‌ی آقای خاتمی از بین برود. به همین دلیل تمام همت خود را به‌کاربرده‌اند تا به انحای مختلف آقای خاتمی را زمین بزنند. البته معنای این حرف من آن نیست که قدرت کلام آقای خاتمی در «تکرار می‌کنم» امروز پابرجاست. خیر، واقعیت این است که چنین قدرتی امروز وجود ندارد و مردم، چون از انتخاب خود سرخورده‌اند، کلام آقای خاتمی قدرت گذشته را نخواهد داشت. این هم جزو چالش‌هایی است که جبهه اصلاحات با آن مواجه است. یعنی آقای خاتمی به‌عنوان رهبر اصلاحات، باید گفتمان جدیدی را با مردم در میان بگذارد. در غیر این صورت، مردم از اصلاح‌طلبان هم عبور خواهند کرد.

کلید واژه ها: علی صوفیاصلاح طلبان


نظر شما :