سیدحسین مرعشی:

آفتی به نامِ «ترک سیاست ورزی»

۱۶ تیر ۱۳۹۸ | ۱۱:۵۸ کد : ۴۵۴۶ اصلی انتخاب سردبیر
سیدحسین مرعشی در یادداشتی مینویسد: مردم باید مطلع باشند که تحریم‏هایی که آقای ترامپ و آمریکا بر ایران تحمیل کرده، بی‏سابقه ترین تحریم تاریخ معاصر جهان است تا جایی که امروز ایران حتی به اندازه نیاز غذایی و دارویی کشور هم اجازه و امکان فروش نفت ندارد. از طرف دیگر اختلاف بین نهادهای حاکمیتی و قوای سه گانه در کشور به نقطه‏ای رسیده که دولت را از عنصر مهم قدرت تخلیه کرده است.
آفتی به نامِ «ترک سیاست ورزی»

روزنامه آنلاین وقایع اتفاقیه: این روزها دو موضوع تحولات سیاسی ایران را تحت تاثیر قرار داده است. از یک سو به انتخابات مجلس نزدیک می‏شویم و طبعا آرام آرام وارد فضایی انتخاباتی خواهیم شد و از دیگر سو در بحث سیاست خارجی، مسائل مهمی مطرح شده است. از جمله سرنگونی پهپاد آمریکایی که هم توفیق بسیاری برای ما بود و هم قدرت دفاعی خود را در یک زمان مناسب به رخ کشیدیم که ایران آنچنان که برخی تلاش می‏کنند تا نشان دهند، دست و پا بسته نیست. در این یادداشت تلاش می‏کنم به هر دو موضوع ورود کنم و مسائلی را مطرح کنم.

سیاست داخلی؛ انتخابات اصل است

۱ - اگر مروری بر فضای سیاسی ایران داشته باشیم، می‏بینیم در جبهه اصولگرایان شرایط سیاسی به سمتی رفته که اصولگرایان میانه یا به عبارتی اصولگرایان قدیمی و ریشه داری مانند آقایان ناطق نوری، احمد توکلی، باهنر و حتی علی لاریجانی در فضای سیاسی آینده ایران امکان نقش آفرینی مهمی ندارند و اصل جبهه اصولگرایی را دوستان جمنا در کنترل گرفته‏اند که عموما در اختیار جبهه پایداری است. آنها درعین‏حال همواره بسیار با انگیزه و روحیه تقویت شده‏ای در عرصه سیاسی ظاهر شده‏اند؛ این درحالی است که ما در جبهه اصلاحات با چالش‏های جدی مواجه هستیم.

اولین چالش جریان اصلاحات این است که حامیانش شامل اقشار و گروه‏های اجتماعی مختلف از عملکرد رئیس‏جمهور منتخب و کارکرد مجلس دهم و شورای شهر راضی نیستند و مدت هاست این سوال را مطرح می‏کنند که «تکلیف وعده‏هایی که نمایندگان مجلس، اعضای شورای شهر و رئیس‏جمهور در زمان انتخابات می‏دادند چه می‏شود؟»

واقعیت این است که ایران درحال‏حاضر با شرایط سختی در عرصه بین المللی مواجه شده، تا جایی که تا مرز شروع جنگ پیش رفته؛ هرچند خوشبختانه فعلا این خطر رفع شده اما این شرایط بین المللی حتما اداره کشور را بسیار سخت کرده و اگر دولت نیرومندتری از دولت آقای روحانی و مجلسی همچون مجالس پنجم و ششم هم سر کار می‏بودند، شاید نمی‏توانستند با این وضعیت سخت بین المللی کار مهمی برای ایران انجام دهند.

مردم باید مطلع باشند که تحریم‏هایی که آقای ترامپ و آمریکا بر ایران تحمیل کرده، بی‏سابقه ترین تحریم تاریخ معاصر جهان است تا جایی که امروز ایران حتی به اندازه نیاز غذایی و دارویی کشور هم اجازه و امکان فروش نفت ندارد. از طرف دیگر اختلاف بین نهادهای حاکمیتی و قوای سه گانه در کشور به نقطه‏ای رسیده که دولت را از عنصر مهم قدرت تخلیه کرده است.

درعین‏حال مجلس شورای اسلامی کارکرد واقعی خود را ندارد. زمانی بود که امام(ره) اعلام کرد مجلس در رأس امور است اما واقعیت این است که امروز مجلس در رأس امور نیست. درعین‏حال نباید فراموش کرد که شخصیت‏های طراز اول اصلاح طلبی در انتخابات‏های اخیر اجازه شرکت نداشتند و ما با همین سرمایه و بضاعت اندک در عرصه سیاست حاضر شدیم و نهایتا کسانی که امکان تایید صلاحیت و نقش آفرینی داشتند همین بنیه و توانی را که ارائه کردند، دارند. بنابراین همه این موارد ادغام شده و مردم و رای دهندگان به جریان اصلاحات را اکنون با این سوال اساسی مواجه کرده که نتیجه رأی شان چه بود؟

در چنین شرایطی، در بدنه اصلاحات هم این تردید ایجاد شده که چه باید کنند؛ با این موج نارضایتی عمومی همراهی کنند یا باز هم در انتخابات آینده در صحنه سیاسی کشور ظاهر شوند.

با این تفاسیر، باید بدانیم که اگر اصلاح طلبان تسلیم فضای منفی موجود شوند، باید پذیرفت که آقای جلیلی رئیس مجلس ایران خواهد بود، فرای اینکه اتفاق مثبت یا منفی باشد. باید بدانیم که خروجی تصمیم گیری در جبهه اصولگرایی قطعا علی لاریجانی و حتی حداد عادل هم نیست. من امروز این موضوع را اعلام می کنم تا مردم و هواداران اصلاحات بعدا نگویند که شما که می دانستید و نگفتید.

اکنون این واقعیت را مطرح می‏کنم اما راه حل پیشگیری از این موضوع باید میان اقشار مختلف مردم، سیاسیون و جوانان به بحث گذاشته شود، راهکار ارائه دهند تا ببینیم چه باید کرد. درعین‏حال باید توجه کرد که سیاست همواره جریان دارد و متوقف نمی‏شود.

جمع زیادی از مردم و نیروهای سیاسی و اجتماعی ایران که در جبهه اصلاح طلبان هم تعریف می‏شوند در هر شرایطی در انتخابات شرکت می‏کنند و انتخابات بخشی از زندگی آنها است و قطعا نمی‏توانند بدون داشتن اهرم‏های قدرت زندگی کنند. مجلس و شوراهای شهر و روستا و دولت، نهادهای سیاسی صرف نیستند بلکه وجهه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارند و مردم با نمایندگان خود و همه این ابزارهای قدرت زندگی می‏کنند. مجلس به درد زندگی همه اقشار جامعه می‏خورد، بنابراین باید در این اهرم قدرت نماینده داشته باشند.

درعین‏حال من شخصا فکر می‏کنم نباید سیاست ورزی را در هیچ شرایطی ترک کرد، اگر فضای اجتماعی کشور هم مناسب نیست نباید به این دلیل، صحنه را ترک کنیم. باید باشیم، زنده بمانیم و روی سایر مولفه‏های حکومت تاثیر بگذاریم. گاهی خودمان نمی‏توانیم حل کننده شرایط و مسائل باشیم اما همین حضور در عرصه سیاسی و کنشگری در آن باعث می‏شود رقیب مسیرش را اصلاح کند.

نباید فراموش کنیم اگر شرایط اجتماعی و سیاسی کشور با چیزی که جبهه پایداری می‏پسندد متفاوت است، به دلیل حضور اصلاح طلبان در سیاست کشور است. ممکن است نقش اصلاح طلبان در این عرصه آنقدر که لازم است برجسته نشود اما قطعا حضورمان روی جبهه رقیب اثر می‏گذارد و شرایط زندگی را بر مردم راحت تر می‏کند. من خودم شخصا فکر می‏کنم در هیچ شرایطی نباید کشور و مردم را تنها بگذاریم و هرچه شرایط سخت تر می‏شود، وظیفه ما برای فعالیت بیشتر سنگین تر می‏شود.

سیاست خارجی؛ آمریکا به دنبالِ تغییرِ استراتژی

۲- شرایط بین المللی و نوع روابط ایران و آمریکا در هفته‏های اخیر موضوع دیگری است که باید مورد توجه قرار گیرد. حوادث هفته‏های اخیر نشان داد که ظرفیت افزایش تنش و رفتن به سمت رویارویی نظامی محدود که ممکن است منجر به رویایی‏های گسترده‏ای هم شود در منطقه وجود دارد. ریشه این مشکلات به این موضوع برمی گردد که آمریکایی‏ها به خصوص در یک سال اخیر اقدامات بسیار ناشایست و غیرمعقولی داشتند. این رویه با خروج آنها از برجام شروع شد و با تشدید تحریم‏ها و با فشار آوردن بیش از اندازه به صادرات نفت ایران ادامه پیدا کرد، و قصدشان تسلیم جمهوری اسلامی بود. اما اکنون با اتفاقاتی که در هفته‏های اخیر در منطقه افتاده، معادلات آمریکایی‏ها به هم ریخته است که سقوط پهپاد آمریکایی توسط پدافند هوایی ایران از جمله آنها است. در این رابطه چند نکته وجود دارد. اول اینکه ادعای آمریکایی‏ها این بوده که این مدل پهپادها پیشرفته و گران قیمت هستند و قابل ردیابی نخواهند بود. درعین‏حال ساقط کردنشان امر غیرممکنی است. بنابراین ضعف آمریکا در این رابطه عیان شد. نکته دیگر این است که فرض آنها این بوده که چون از نظر نظامی خود را برتر می‏دانند، فکر کردند نیروی نظامی ایران پنجه در پنجه آمریکا نمی‏اندازد و ملاحظه خواهد کرد. در این حوزه خاص هم حداکثر به اخطار و اعتراض سیاسی اکتفا می‏کند اما جمهوری اسلامی با شجاعت تمام پهپاد را ساقط کرد.از سوی دیگر برخورد در عین صلابت رهبری در دیدار با نخست وزیر ژاپن که با استدلال قوی درخصوص عدم مذاکره مجدد با آمریکا همراه بود، مجموعا این نتیجه را به آمریکایی‏ها و کشورهای عرب متحد منطقه داد که ایران تسلیم نمی‏شود و این تصور که فشارهای اقتصادی باعث تسلیم شدن جمهوری اسلامی می‏شود، منتفی است. درعین‏حال مشخص شد که ایران از جنگیدن هم هراسی ندارد و تهدید به جنگ و فشارهای اقتصادی ایران را تسلیم آمریکا نخواهد کرد. اینکه آقای ترامپ اعلام کرده می‏خواستند به این اقدام دفاعی ایران پاسخ دهند و بعد تصمیم شان را لغو کردند، نشان می‏دهد آمریکا بحران استراتژی پیدا کرده است.آنها فهمیدند که ایران تسلیم شدنی نیست و باید استراتژی جدیدی تدوین کنند که این استراتژی جدیدشان قطعا جنگ نیست. به این دلیل که شاید بتوانند جنگ را شروع کنند اما تمام متحدان عرب آمریکا از این جنگ خسارت‏های سنگینی خواهند دید. امارات، کویت، بحرین و عربستان در تیررس ایران هستند و جمهوری اسلامی دفاع سنگینی از خود خواهد داشت. اینطور نیست که ما فقط ضربه بخوریم و آنها از معرکه خارج شوند.

امروز لحن عربستان هم نسبت به گذشته تغییر کرده و از سویی اماراتی‏ها حتما به دنبال این هستند تا آمریکا را متقاعد کنند که جنگی در منطقه شکل نگیرد، چون بیش از آنچه ایران از بروز هر درگیری نظامی در منطقه ضربه بخورد، کشورهای عربی هستند که آسیب می‏بینند.

درعین حال استراتژی دیگر آمریکا می‏تواند یک استراتژی عاقلانه باشد: اینکه فشارهای اقتصادی ایران را کم کند. آنها با بررسی گذشته تاریخی جمهوری اسلامی می‏بینند که ایران هیچ گاه تحت فشار سنگین با کسی مذاکره نکرده و آمریکایی‏ها باید بپذیرند که ایران به اندازه نیاز خود نفت صادر کند و حداقل صادرات نفت را داشته باشد.

آمریکایی‏ها باید به میز مذاکره برگردند و اینکه فکر کنند ایران با تهدید نظامی یا فشارهای اقتصادی وارد گفت‏وگویی می‏شود تا آنها بتوانند از ایران امتیازی بگیرند، استراتژی سوخته است.من پیش بینی می‏کنم که استراتژی آمریکایی‏ها جنگ نیست، پس بهتر است که استراتژی برخورد منطقی با جمهوری اسلامی را پیش بگیرند؛ یعنی کاهش تدریجی فشارها و بازگشت به میز مذاکره. ایران هم حتما از این شرایط استقبال می‏کند. شاید آمریکا پیش از این فکر می‏کرد که دست برتر را دارد اما قاعدتاً درحال‏حاضر متوجه شد که ایران خیلی مصمم تر از آن است که آنها‏ فکر می‏کنند. ایران قطعا تسلیم هیچ فشاری نخواهد شد.

منبع: سازندگی

کلید واژه ها: مرعشیدونالد ترامپتحریم ایراناصلاح طلبانحسن روحانیوقایع اتفاقیه


نظر شما :