جامعه منتظر «آرش» است

۲۱ مرداد ۱۳۹۷ | ۱۳:۱۰ کد : ۳۵ فرهنگ و هنر
آرش اشاداد در گفتگو با خبرنگار روزنامه آنلاین وقایع اتفاقیه با اشاره به این موضوع که در نمایش «آرش» رؤیای مردم را زندگی کردیم، گفت: این‌یک افسانه است، که اگر آرشی وجود داشت، شاید روزگار بهتری داشتیم. ما با نمایش، رؤیای مردم را روی صحنه می‌آوریم و می‌گوییم درست است که در واقعیت چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد، اما این همان چیزی است که در ذهن ماست.
جامعه منتظر «آرش» است

وقایع اتفاقیه-کورش چهاردوری: 27 ساله است، اما به‌خوبی توانسته خود را با فضای تئاتر امروز ایران جلو ببرد. "آرش اشاداد" شیفته‌ی استاد بهرام بیضایی و نمایشنامه‌های اوست و آن‌طور که در مصاحبه با خبرنگار روزنامه آنلاین وقایع‌اتفاقیه می‌گوید، تنها روی نمایشنامه‌های بیضایی کارکرده و خواهد کرد. البته او دبیر جشنواره بهرام بیضایی نیز می‌باشد.

اشاداد، این روزها در تماشاخانه‌ی دیوار چهارم، نمایش «آرش» را روی صحنه می‌برد. گرچه بازیگران جوان و کم‌تجربه‌ی این نمایش، در حد و اندازه‌ی نمایشنامه‌ی بهرام بیضایی ظاهر نشدند، اما تماشاگر در طول نمایش، به ناگاه فقدان آرش را در زندگی خود احساس می‌کند. مشروح این گفتگو را در ادامه خواهید خواند.

*چرا آرش؛ چون با خود شما هم نام است؟!

نه، واقعیت این است که من می‌خواستم «هشتمین سفر سندباد» را کار کنم. «آرش»، «کارنامه بندار بیدخش» و «اژدهاک»، در کتاب «سه برخوانی» و سه‌گانه هستند. اما روی صحنه بردن «آرش»، به دلیل اتفاقات امروز جامعه ماست که همه منتظرند یک نفر از بین مردم بلند شود و یک اتفاق عجیبی رخ دهد.

*از چه زمانی کار روی نمایشنامه «آرش» را شروع کردید؟

دقیقاً از روز تیرگان، یعنی روزی که آرش تیر را پرتاب کرد، من تصمیم گرفتم که این نمایشنامه را روی صحنه ببرم. پس کار روی ایده‌های آن را شروع کردم. چون پیش از آن هیچ ایده‌ای نداشتم. دلیلش هم این بود که قصد داشتم «هشتمین سفر سندباد» بیضایی را روی صحنه ببرم. اما بنا به اقتضای جامعه، «آرش» را روی صحنه بردم. تقریباً یک ماه هم طول کشید تا به اجرا برسیم.

*به همین دلیل هم به سراغ بازیگرانی رفتید که بخش عمده‌ای از آن‌ها، کار اولی بودند یا تجربه کمی در بازی داشتند؟

نه، من همیشه همین‌طور بازیگر انتخاب می‌کنم. از یک سری بازیگرانی که هنرجو هستند استفاده می‌کنم. من همیشه از هم‌سراها یا صحنه اولی‌ها استفاده کردم. در این کار، از هم‌سراها به‌عنوان سیاهی‌لشکر استفاده نشد. چون معمولاً وقتی از هم‌سراها استفاده می‌شود، به‌قصد شلوغ کردن صحنه است و نه بیشتر. اما در این نمایش، هم‌سراها نمایش دیگری را اجرا می‌کردند که منظومه‌ی آرشِ سیاوش کسرایی بود و بازیگران، نمایش آرشِ بیضایی را کار می‌کردند. یعنی ترکیب این دو آرش، آرش سومی را متولد می‌کند. آرش سیاوش کسرایی، آرشی قهرمان محور است. این آرش در سپاه منوچهر حضور داشت و از ابتدا قهرمان بود. اما آرش بیضایی، از میان مردم است. درواقع ضدقهرمان است. تلفیق این دو آرش، آرشی است که من می‌خواهم. من یک دیالوگ یک‌خطی به متن اضافه کرده بودم که آرش در جوانی در سپاه منوچهر بود و ...، اما امروز، آن دوره نیست. اگر آرش پهلوان هم بوده، اما امروز بین مردم آمده است. من با این دید جلو رفتم.

*به نظر می‌رسد که ارادت عمیقی به بهرام بیضایی دارید. چون هم نمایشنامه‌های او را روی صحنه برده‌اید و هم جشنواره بهرام بیضایی را برگزار می‌کنید.

من چهار سال شاگرد بهرام بیضایی بودم. از سال 83 که تئاتر را شروع کردم، در همان سال در جشنواره تئاتر فجر، نمایش «اژدهاک» را داشتیم و در سال 84، برای نمایش «کارنامه بندار بیدخش»، جایزه جشنواره نیاوران را گرفتیم که من 14 ساله بودم. از همان سال به‌صورت جدی‌تری بیضایی را دنبال کردم و تقریباً 14 سال است که این روند ادامه دارد.

*فکر می‌کنید چند کار دیگر از بهرام بیضایی روی صحنه ببرید؟

من فقط بلدم بیضایی کارکنم. یا متن‌های خودم را کار می‌کنم که می‌فهمم چه نوشته‌ام و یا متن‌های بیضایی را که می‌فهمم چه نوشته است. سواد کار کردن متن دیگران را ندارم. هیچ متنی نیست که بعد از 40 سال از نوشتنش، تا این حد قدرت تاریخی داشته باشد و امروز جواب دهد. فقط بیضایی می‌تواند چنین کاری کند. من هم از این فرصت استفاده می‌کنم. «مجلس قربانی سنمار» شاهکاری است که باید امروز کار شود.

*پس‌کارهای بعدی چه خواهد بود؟

اژدهاک و هشتمین سفر سندباد

*کی روی صحنه می‌روند؟

اولی مهر و دومی آذر

*گفتید انتخاب آرش به دلیل اقتضای زمانه است، اما چرا خودتان نمی‌نویسید؟

من نوشتم. دو نمایشنامه‌ی «من کمونیست هستم» و «جنگ تمام شد» را نوشتم، اما هیچ‌کدام مجوز نگرفتند. دو بار سالن نمایش را از من گرفتند. از میان متن‌های خودم، هنوز نتوانسته‌ام هیچ‌کدام را اجرا کنم.

*چقدر امید دارید که آرشی پیدا شود؟

امیدی ندارم. تماماً افسانه است. این‌یک افسانه است که اگر آرشی وجود داشت، شاید روزگار بهتری داشتیم. مثل صحنه تیر انداختن آرش که من در نمایش نشان ندادم. چون یک افسانه است. ما با نمایش، رؤیای مردم را روی صحنه می‌آوریم و می‌گوییم درست است که در واقعیت چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد اما این همان چیزی است که در ذهن ماست.

*از سختی‌های کار هم بگویید.

قصد نداشتم تا پایان اجرا از سختی‌ها بگویم، اما من نمی‌دانم کی پدر ادمین پیج های تئاتری اینستاگرام را کشته‌ام! آن‌ها جوی به راه انداخته‌اند که هیچ‌کدام نمایش من را کار نمی‌کنند. قبلاً هم این کار را با من کرده بودند، اما من اجرای خود را رفتم و خوب هم فروختم. امروز هم این کار را دوباره تکرار می‌کنند. خیلی از آن‌ها را نمی‌شناسم اما خیلی‌ها هم رفقای خودم هستند که اذیت می‌کنند. مافیاهایی هستند که می‌گویند ما یک اجرا را بالا می‌بریم یا اجرایی را به زمین می‌کوبیم. تصمیم نداشتم تا بعد از اتمام اجرای آرش حرفی بزنم اما واقعاً تحت‌فشار هستم. اجرای من دیده نمی‌شود. هزینه به کنار اما من برای این کار زحمت‌کشیده‌ام.

*یعنی فروش خوبی نداشته‌اید؟

به‌اندازه تئاتر امروز خوب فروخته‌ام، اما اینکه تماشاگر چطور به سالن بیاید مهم است. اما خدا را شکر که تا امروز به هیچ‌کس بلیت مهمان نداده‌ام. دعوت کرده‌ام که بلیت نیم‌بها بخرند اما بلیت مهمان نمی‌دهم. چون باور ندارم که به فلان استاد بلیت رایگان بدهم اما نمی‌دانم تا 20 روز دیگر دوام می‌آورم یا نه!

*از جشنواره بهرام بیضایی هم بگویید. همین دو هفته پیش بود که دوره دوم این جشنواره برگزار شد.

من این جشنواره را با اجازه شخص ایشان برگزار می‌کنم. پیش‌ازاین، دو جشنواره با نام بهرام بیضایی برگزارشده بود که هیچ‌کدام اجازه‌ای از او نگرفته بودند و البته دولتی بودند. ما دور نخست این جشنواره را تقریباً یواشکی برگزار کردیم. چون مجوز نداشتیم اما امسال توانستیم مجوز بگیریم.

*داوران چه کسانی بودند؟

در دوره اول، از شیوا خسرو مهر و مهراو نوری استفاده کردم. در دوره دوم، ثنا نعمتی، مهراو نوری و مجید جعفری دعوت شدند که چند داور دانشجو برای بخش‌های دیگر جشنواره هم حضور داشتند. اینکه داوران، کسانی مانند محمد رحمانیان یا قطب‌الدین صادقی باشند، کاری نیست که من انجام دهم. در روز اختتامیه هم از سلبریتی دعوت نکردم که مجری مراسم باشد یا روی صحنه به برگزیدگان جایزه دهد. از برگزیده دوره قبل دعوت شد تا جایزه برگزیده دوره جدید را اهدا کند. برای اینکه ما خودمان هستیم که کار می‌کنیم و هوای همدیگر را داریم. دولت از ما هیچ حمایتی نکرد. به ما گفتند چرا در پوستر لوگوی مرکز هنرهای نمایشی را نزدید. من هم گفتم چه‌کاری برای ما کردید؟ نه کمک مالی کردند و نه روحیه‌ای دادند. 15 روز از جشنواره گذشته بود که مجوز ما صادر شد. مرکز اصلاً نمی‌دانست چه خبر است.  

کلید واژه ها: نمایش آرشآرش ارشادادتئاتربهرام بیضایی


( ۱ )

نظر شما :