«احمد شیرزاد» در گفت‌وگو با «وقایع اتفاقیه» مطرح کرد:

دیپلمات خوب، دیپلماتی است که بداند چه هنگام مذاکره نکند

۲۱ مرداد ۱۳۹۷ | ۱۲:۵۱ کد : ۳۳ تیتر یک سیاسی
«احمد شیرزاد» فعال سیاسی اصلاح‌طلب در گفتگو با خبرنگار روزنامه آنلاین وقایع اتفاقیه معتقد است که همان طور که یک جراح می‌داند که چه زمان نباید دست به چاقو ببرد، یک دیپلمات زبده نیز می‌داند که چه هنگام زمان مذاکره نیست.
دیپلمات خوب، دیپلماتی است که بداند چه هنگام مذاکره نکند

وقایع اتفاقیه-کورش چهاردوری: رئیس‌جمهور بعد از مدت‌ها در شامگاه دوشنبه گذشته با مردم سخن گفت؛ آن‌هم در شبی که دور نخست تحریم‌های یک‌جانبه ایالات‌متحده امریکا، بعد از خروج این کشور از برجام علیه ایران، مجدداً وضع می‌شد. با «احمد شیرزاد» فعال سیاسی اصلاح‌طلب، درباره سخنان آن شب رئیس‌جمهور و موضوع مذاکره با امریکا که بخش مهمی از سخنان حسن روحانی را شامل می‌شد، گفتگو کردیم که با موضع سرسختانه‌ی او در خصوص مذاکره با امریکا مواجه شدیم! مشروح این گفتگو را در ادامه خواهید خواند:

*چرا رئیس‌جمهور بعد از مدت‌ها، در شب بازگشت تحریم‌ها با مردم صحبت کردند؟

آقای روحانی رسماً به‌عنوان شروع تحریم‌ها آمدند و صحبت کردند. مدتی بود که صحبت آقای رئیس‌جمهور با مردم به تأخیر افتاده بود و قرار بود که زودتر این اتفاق بیفتد. البته این تأخیر هم قابل‌درک است. احتمالاً می‌خواستند سیاست‌های جدید ارزی شکل بگیرد و نتیجه دهد و با دستاوردی قابل‌توجه در تلویزیون حاضر شوند. گرچه صحبت رئیس‌جمهور با مردم با شروع تحریم‌ها هم‌زمان شد، اما بعید می‌دانم که به این مناسبت رئیس‌جمهور خواسته باشد با مردم صحبت کند. البته بعد از نطق آقای ترامپ در خصوص اعلام خروج از برجام، نیاز به عکس‌العمل بود و آقای روحانی هم بلافاصله صحبت کردند. اما در این موقعیت، شاید شروع تحریم‌ها، اهمیت زمانی خاصی نداشته باشد.

*بسیاری از ناظران معتقدند رئیس‌جمهور در صحبت‌های خود، باب مذاکره با امریکا را نبست. گرچه چراغ سبزی هم نشان نداد. شما در این خصوص چه نظری دارید؟

در چند سال اخیر، ما تابوی مذاکره با امریکا نداشتیم. یعنی هر جا که منافع ما ایجاب می‌کرد، حاضر به مذاکره بودیم. البته نه در سطوح عالی. بلکه در سطح دیپلمات‌های کارشناس وزارت خارجه و یا حداکثر در سطح وزرای خارجه. اما نکته مهم این است که یک مذاکره‌کننده‌ی خوب، کسی نیست که تحت هر شرایطی تن به مذاکره دهد. مهم این است که در چه زمانی و تحت چه شرایطی وارد مذاکرات شود. این دو فاکتور، بسیار درنتیجه مذاکرات مؤثر است.

مرحوم دکتر علیرضا نوری، از همکاران ما در مجلس ششم، جراح بودند. یک‌بار ایشان به من گفتند ما پزشکان اصطلاحی داریم، می‌گوییم: «جراح خوب، جراحی است که بداند کی دست به چاقو نبرد.» مشابه این جمله در عرصه دیپلماسی این است که: «دیپلمات خوب، دیپلماتی است که بداند کی مذاکره نکند.» بنابراین مسئله ما با امریکا نیست که مذاکره با ایشان نامطلوب است و تابو دارد و ما نمی‌توانیم وارد مذاکره شویم. بحث این است که در حال حاضر و در شرایطی که آقای ترامپ پدید آورده، ما حرفی نداریم که بخواهیم با امریکا بزنیم یا با آقای ترامپ مذاکره کنیم. ما با آمریکایی‌ها مذاکره کردیم و به نتیجه هم رسیدیم. البته تنها آمریکایی‌ها نبودند اما همه می‌دانند که طرف اصلی ما در مذاکرات، آمریکایی‌ها بودند. اگر آمریکایی‌ها نبودند، شاید مذاکرات خیلی زودتر به نتیجه می‌رسید. آن زمان دستور کار مشخصی وجود داشت. اختلافات روی میز گذاشته شد و تصمیم بر آن بود که اختلافات حل شود.

در حال حاضر، آقای پمپئو، وزیرخارجه امریکا، بسته‌ای 12 ماده‌ای روی میز گذاشته که همین بسته به معنای آن است که با ما مذاکره نکنید. چیزی که آقای پمپئو اعلام کرده، شرایط مذاکره نیست. بلکه شرط‌های مذاکره نکردن است. در متن این شرایط، تهمت و موضع‌گیری نسبت به جمهوری اسلامی ایران مطرح است. طبیعی است که هیچ کشوری در چنین شرایطی، تن به مذاکره‌ای که آقای پمپئو می‌گوید، نخواهد داد. تازه آن‌ها می‌گویند اگر این شرایط را بپذیرید ما مذاکره می‌کنیم. پس آن‌ها پیشنهاد مذاکره نداده‌اند. هنوز تکلیف موضع‌گیری آقای پمپئو روشن نشده بود که آقای ترامپ آمد و در یک کنفرانس مطبوعاتی و به‌صورت شفاهی، گفت که ما بدون قید و شرط با ایران مذاکره می‌کنیم. این مذاکره‌ی بدون قید و شرط راجع به چه خواهد بود؟ راجع به اینکه شما تعهدات خود را شکسته‌اید؟ ما که نمی‌توانیم با هر رئیس‌جمهوری که در امریکا سرکار آمد، راجع به همان چیزهایی بحث کنیم که قبلاً به توافق رسیده‌ایم. بنابراین روشن است که هر برنامه‌ای برای مذاکره، بایستی در ادامه مذاکرات قبلی باشد. در غیر این صورت، ما هم در ایران می‌توانیم بگوییم که برجام را آقای ظریف امضا کرده، فردا که وزیر خارجه ما عوض شد، اروپا و امریکا بیایند و با وزیر جدید مذاکره کنند. بدیهی است که این حرف بی‌منطق است. بنابراین روشن است که اصل مذاکره به‌هیچ‌وجه طرد و نفی نمی‌شود. اما اینکه در چه زمانی، تحت چه شرایطی و بر سر چه موضوعاتی مذاکره کنیم، مسئله دیگری است.

*اما ظاهراً رئیس‌جمهور امریکا مشتاق مذاکره با ایران، آن‌هم در سطح سران نظام است!

آقای ترامپ می‌خواهد فقط یک شوی تلویزیونی اجرا کند. فقط می‌خواهد جلوی دوربین‌ها ژستی بگیرد. صرف‌نظر از اینکه پشت میز مذاکرات چه می‌خواهند به همدیگر بگویند. او می‌خواهد مشابهی شویی که با رهبر کره شمالی اجرا کرد، با رهبران ایران اجرا کند. شأن ملت ایران بسیار بالاتر از آن است که مسئولین جمهوری اسلامی ایران بخواهند صرفاً در یک شو شرکت کنند. هدف آمریکایی‌ها از مذاکره مشخص نیست. ما آن زمان که وارد برجام شدیم، سیری از مذاکرات در سطح کارشناسان انجام‌شده بود و مشخص بود بر سر چه داریم چانه‌زنی می‌کنیم. اما امروز، غیر از سخنان آقای ترامپ و موضع‌گیری‌های آقای پمپئو، هیچ پیش‌زمینه‌ای وجود ندارد. بنابراین وقتی آقای ترامپ در این حد ساده لوحانه پیشنهاد مذاکره می‌دهد، فقط یک شوی تلویزیونی است و فکر می‌کنم که تحلیل مسئولین ما هم این است که شوی تلویزیونی هیچ مشکلی را بین ما و امریکا حل نخواهد کرد. ما هم ملعبه‌ی دست ترامپ نیستیم که بخواهیم در یک شوی تلویزیونی شرکت کنیم.

*صحبت‌های آقای روحانی انعکاس گسترده‌ای در رسانه‌های آمریکایی داشت. به‌طور مشخص، من سی.ان.ان را که نگاه می‌کردم، جمله آقای روحانی مبنی بر اینکه «ترامپ قبل از مذاکره، خنجری را که در بازوی ما فروکرده، درآورد را تیتر کرده بودند.» فکر می‌کنید اعلام این شرط از سوی ایران که شما پیش از مذاکره خنجر خود را از بازوی ما درآورید، تا چه اندازه می‌تواند ترامپ را به سمت مذاکره با ایران سوق دهد؟

معنای صحبت‌های آقای روحانی کاملاً روشن است. یعنی امریکا به تعهدات خود عمل کند، بعدازآن می‌توانیم راجع به هر توافقی صحبت کنیم. خیلی هم معقول است. مسئله ما آمریکایی‌ها این است که آن‌ها توافقی را که همه امضا کردند، قطعنامه سازمان ملل روی آن صادر و تبدیل به یک پیمان جهانی شده را شکسته‌اند. خنجری که آقای روحانی از آن سخن می‌گویند، یعنی آمریکایی‌ها به قولی که داده‌اند پای بند باشند.

*یعنی امریکا به برجام باز گردد!

بله، بدیهی است. پیام اصلی آقای روحانی آن است که امریکا به تعهدات خود عمل کند. ما هم هیچ‌وقت نگفته‌ایم که برجام، تنها توافق ما با امریکا است و بعدازآن هیچ توافقی با این کشور نخواهیم کرد. هرچند که آن زمان هم در چارچوبی که رهبری جمهوری اسلامی ایران تعیین فرموده بودند، مشخص بود که ما نمی‌خواهیم از موضوع هسته‌ای، فراتر رویم. چارچوبی هم که دولت در طول مذاکرات رعایت کرد. اما این چارچوب، اقتضای آن مقطع بود. کاملاً این امکان وجود دارد که توافق‌های دیگری، در مقاطعی دیگر به دست آید. مشروط بر اینکه توافق‌هایی که قبلاً انجام‌شده، محترم شمرده شود. اینکه آمریکایی‌ها می‌گویند برجام را دولت قبلی امریکا پذیرفته، سخنان یاوه‌ای است که ابداً در عرف دیپلماتیک جهانی پذیرفته‌شده نیست. تعهداتی که یک دولت می‌پذیرد، پابرجا می‌ماند و دولت‌های بعدی، ملزم به اجرای آن هستند.

*اما در داخل، هستند کسانی که باور دارند مذاکره با شخص ترامپ، می‌تواند بخش عمده‌ای از مشکلاتی که امروز در داخل با آن دست‌به‌گریبان هستیم را مرتفع کند!

ممکن است برخی تصور کنند که اگر ما با آقای ترامپ مذاکره کنیم، همه مشکلات کشور حل خواهد شد. این تصور بسیار ابتدایی و ساده لوحانه است. هدف آقای ترامپ از مذاکره، این است که آبرو و پرستیژ ایران را از بین ببرد. هدف او، تحقیر ملت ایران است. قطعاً اگر یک‌بار چنین تحقیری صورت گیرد، دست به تحقیرهای بعدی هم خواهند زد. امریکا اگر احساس کند که با اعمال فشار به نتیجه‌ای رسیده، خواسته‌هایش تمامی نخواهد داشت. اگر کسی با اعمال فشار بخواهد امتیازی از ایران بگیرد، ما او را تشویق کرده‌ایم که فشارهای بیشتری را اعمال کند. ما بایستی به قدرت‌های سلطه‌گر دنیا، این موضوع را بفهمانیم که در چارچوب منطقی حاضر به مذاکره‌ایم و پای تعهدات خود  هم می‌ایستیم. به‌عنوان یک کارشناس عرض می‌کنم که مذاکره در شرایط فعلی، برای ما هیچ دستاوردی نخواهد داشت.

*منظور شما از «شرایط فعلی» دقیقاً چیست؟

امروز ما در موضع قدرت دیپلماتیک هستیم که هیچ‌گاه در چنین موضعی نبوده‌ایم. ما زمانی به مذاکره هسته‌ای با غرب تصمیم گرفتیم که اجماع جهانی علیه ما وجود داشت و چندین قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی علیه ما تصویب‌شده بود. ما در آن شرایط، رفتیم و مذاکره کردیم. مذاکرات آبرومندی هم انجام شد و درنهایت به نتیجه رسیدیم. امروز شرایط از آن زمان، بسیار بهتر است. ما در منطقه، در موضع قدرت هستیم. متحدین ما در منطقه دستاوردهای خوبی داشته‌اند. حکومت سوریه، مجدداً در تمامی خاک این کشور در حال برقراری است. در عراق، بحران داعش فروکش کرده و دولت این کشور بر تمامی خاک خود، حکمرانی می‌کند و روابط خوبی هم با ایران دارد. بنابراین ایران در سطح منطقه‌ای، موضع قدرتمندی دارد.

از سوی دیگر، در بخش مربوط به برجام، امریکا کاملاً در موضع ضعف است. همین عدم همراهی اروپا با امریکا، درست است که ممکن است در عرصه‌ی اقتصادی، پیامدهای قانع‌کننده‌ای نداشته باشد، اما در عرصه‌ی دیپلماتیک، نشانه قدرت ماست. امروز نه سازمان ملل و نه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، نمی‌توانند به ما فشاری وارد کنند. امروز امریکا برای پیشبرد مقاصد خود، جز زورگویی و تحریم اقتصادی هیچ اهرمی ندارد. هیچ اهرم سیاسی و دیپلماتیکی در دستان امریکا نیست. اگر ما به همین ترتیب، عاقلانه عمل کنیم و بازی خوبی از خود نشان دهیم، طرف مقابل شکست خواهد خورد.

ما به‌هیچ‌وجه نباید این موضع قدرتمند دیپلماتیک را از دست بدهیم. آقای ترامپ، چون از منظر دیپلماتیک کاری کرده که او را در مقام ضعف قرار داده است، تنها یک شیوه می‌تواند او را نجات دهد. آن‌هم این است که بگوید من توانستم ایرانی‌ها را بر سر میز مذاکره بنشانم و قرارداد بهتری با آن‌ها امضا کنم. اگر آقای ترامپ نتواند چنین متاعی را به متحدان خود در خارج و به کنگره امریکا در داخل عرضه کند، آن زمان هیچ حرفی برای گفتن نخواهد داشت. به این معنا که امریکا دست به عملی غیر دیپلماتیک زده، درحالی‌که از سوی ایران هیچ تخلفی از تعهداتش صورت نگرفته و امریکا یک‌جانبه از برجام خارج‌شده است. ما باید مطمئن باشیم که حتی اگر این وضعیت، چند سال هم به طول بینجامد، ما در تمام مجامع دیپلماتیک در موضع قدرت قرار داریم. اگر امروز به این مذاکره تحمیلی تن دهیم، به معنای از دست دادن این موضع قدرتمند خواهد بود و به‌هیچ‌وجه ما نباید چنین موضعی را از دست بدهیم.

کلید واژه ها: دونالد ترامپمذاکره ایران و امریکاحسن روحانیاحمد شیرزاد


نظر شما :