یک روانشناس اجتماعی در گفت‌وگو با وقایع اتفاقیه بررسی می‌کند:

چرا مردم ما در شرایط بحرانی دست به احتکار می‌زنند؟

۲۰ شهریور ۱۳۹۷ | ۱۲:۰۵ کد : ۳۱۵ تیتر یک جامـــعه
یک روانشناس اجتماعی در گفت‌وگو با روزنامه آنلاین وقایع اتفاقیه ریشه تمام مشکلات اجتماعی امروز ما را آموزش و پروش می‌داند.
چرا مردم ما در شرایط بحرانی دست به احتکار می‌زنند؟

روزنامه آنلاین وقایع اتفاقیه: بی‌اعتمادی، ناامیدی، افزایش خرید مایحتاج اولیه زندگی این‌ها ویژگی‌های جامعه‌ای است که تاب‌آوری اعضای آن پایین آمده است. جامعه‌ای که به مسئولان کشوری خود بی‌اعتماد شده و چاره‌ای جز خرید انبوه کالاهای اولیه زندگی خود نمی‌بیند. هرچند که به‌زعم کارشناسان اقتصادی این رویه غلطی است که شهروندان جامعه در آستانه بحران پیش می‌گیرند اما پای صحبت‌های شهروندان آن جامعه که بنشینید می‌توانند شما را قانع کنند که چاره دیگری جز این کار ندارند. یک روانشناس اجتماعی در گفت‌وگو با روزنامه آنلاین وقایع اتفاقیه از چرایی عملکرد ما ایرانیان در موقعیت‌های بحران‌زده پرده‌برداری کرده است و می‌گوید که چرا مردم در موقعیت‌های بحران‌زده دست به اقداماتی شبیه احتکار می‌زنند. 

 

علیرضا شریفی یزدی در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی روزنامه آنلاین وقایع اتفاقیه دراین‌باره می‌گوید: این مسئله را از دو منظر می‌توان بررسی کرد یکی از منظر روانی و فردی و دیگری از منظر اجتماعی.

 

این روانشناس ادامه می‌دهد: از منظر فردی طبیعتاً عقلانیت ابزاری می‌گوید افراد این کار را انجام دهند زیرا تجربه زیسته آن‌ها می‌گوید که این فرآیند جواب می‌دهد. آن‌ها ممکن است کالایی را امروز بخرند و فردا کالا را با یک قیمت بالاتری در بازار وجود داشته باشد.

 

شریفی یزدی همچنین می‌گوید: درباره هجوم آوردن به سمت خرید سکه و دلار آن‌هم عقلانیت ابزاری است که  به این فرد اثبات کرده است که تبدیل پول به دلار و یا سکه می‌تواند مفید باشد. 

 

این روانشناس اجتماعی درباره اینکه آیا حق با این افراد هست یا نه توضیح می‌دهد: اینکه ما به آن‌ها حق بدهیم یا ندهیم اصلاً مسئله‌ای نیست زیرا ما دادگاه نیستیم. مسئله اینجاست که هر فرد بر مبنای کوتاه‌مدت خودش عمل می‌کند هرچند که در بلندمدت این شیوه و عملکرد به ضرر خود او هم هست اما در کوتاه‌مدت آن را لمس نمی‌کند. از طرف دیگر او به توصیه‌هایی که مسئولان به او می‌کنند هم توجهی ندارد؛ زیرا او آن‌ها را مسبب و مسئول مشکلات امروز خود می‌داند. 

 

بسیاری از افراد واژه تاب‌آوری اجتماعی را برای توصیف این شرایط استفاده می‌کنند شریفی یزدی در پاسخ به این سؤال می‌گوید: به لحاظ اجتماعی تاب‌آوری اجتماعی مردم به‌شدت پایین آمده است. خستگی اجتماعی بر جامعه مستولی شده است. واکنش‌های مردم در مقابل اتفاقات نشان می‌دهد که نزاع بین‌المللی با کشورهای دیگر مردم را به تنگ آورده است. خستگی اقتصادی یعنی اینکه فردی شب می‌خوابد و صبح بیدار می‌شود و می‌بینند سرمایه او کم شده این ناراحتی فرد را به همراه دارد شما می‌خواهید به فرد بگویید خرید نکن خب او به لحاظ روانی نمی‌پذیرد. این را هم در نظر بگیرید که چه کسانی به فرد می‌گویند خرید نکن. افرادی که خود فرد آن‌ها را مسبب مشکلات امروزش می‌داند. 

 

این روانشناس ادامه می‌دهد: فرض او این است که افراد به او دروغ می‌گویند او همچنین در کنار ناامیدی اجتماعی عدم اعتماد فراگیر افراطی اجتماعی هم دارد حرف کسی را نمی‌پذیرد او یا گوش نمی‌دهد یا به سخره می‌گیرد جدا از اینکه مسئولان حرف درستی زده باشند. چرا نمی‌پذیرد زیرا چند ماه قبلش بالاترین مقام‌های مسئول گفته بودند مردم خیالشان راحت باشد اما چند ماه بعد شرایط اقتصادی چیز دیگری نشان داده است. 

 

وی ادامه می‌دهد: ببینید مردم به‌شدت خسته هستند ناامیدی اجتماعی در بالاترین سطح خودش است مهاجرت طلبی در بالاترین سطح خودش است نسبت به سال گذشته رشد فزاینده پیدا کرده است. این‌ها دست‌به‌دست هم داده است و تاب‌آوری فرد را کمتر کرده است. 

 

این روانشناس همچنین درباره رفع نیازهای اولیه می‌گوید: همه این‌ها فضایی ایجاد می‌کند که فرد دست به رفتارهایی می‌زند که از نظر علم اقتصاد غلط است مردم ما در پله‌های سلسله نیازهای خود زندگی می‌کردند اما متأسفانه مردم ما سقوط کردند در کف‌ترین قسمت هرم مازلو یعنی رفع نیازهای اولیه٬  یعنی همان خوراک و ‍‍پوشاک و مسکن و غذاها. به لحاظ فردی و روانی مردم احساس عدم امنیت و بی‌اعتمادی شدید و نومیدی بالا دارند وقتی این‌ها به هم گره می‌خورند فرد به هر کاری دست می‌زند.

 

این روانشناس اجتماعی در ‍پایان البته ریشه تمام مشکلات اینچینی ما را در آموزش‌وپرورش می‌داند و تأکید می‌کند: اینکه چرا این اتفاقات می‌افتد باید به آموزش‌وپرورش خرده بگیریم. ببینید دانش آموزان ما اغلبشان درس‌های زیادی در زمینه فیزیک٬ شیمی و ریاضی گذراندند اما درس زندگی نیاموختند. از خودمان بپرسیم که چرا مردم ژاپن می‌توانند در مواقع بحرانی به یکدیگر کمک کنند اما ما در مواقع بحرانی دست به کارهایی می‌زنیم که از لحاظ اجتماعی به نفع جامعه‌مان نیست.


نظر شما :