چالش های دو جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی برای انتخابات مجلس

۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۱:۲۰ کد : ۲۹۰۸ اصلی تیتر یک
برخلاف چند انتخابات اخیر که از مدت های قبل از آن پیش بینی می شد با شور و هیجان خاصی برگزار شود، دو جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی خموده تر از قبل به استقبال انتخابات مجلس می روند. ایجاد مشارکت و شور انتخاباتی در پایان امسال ماموریتی دشوار به نظر می رسد.
چالش های دو جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی برای انتخابات مجلس

روزنامه آنلاین وقایع اتفاقیه: یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی کمتر از 10 ماه دیگر و در حالی برگزار می شود، که فضای سیاسی کشور این روزها بیش از مسایل داخلی درگیر روابط خارجی است.
تشدید تنش در مناسبات میان تهران و واشنگتن، بخش مهمی از توجه گروه ها و جریانات سیاسی را به این موضوع معطوف کرده است. ضرورت عبور از تنگنای کنونی که به موجب «فشارهای حداکثری» آمریکا بر کشور تحمیل شده، مسایل انتخاباتی را در اولویت چندم جامعه قرار داده است.
ولی این تمام ماجرا نیست.
رخوت و سستی جریان های سیاسی برای ورود به فاز پیشاانتخاباتی را نمی توان تنها به فشارهای خارجی بر کشور ارتباط داد. علاوه بر رکود و دلسردی عمومی حاکم بر فضای سیاسی کشور و اما و اگرهای استانی شدن انتخابات، اصلاح طلبان و اصولگرایان هریک برای ورود به فاز انتخابات، با چالش هایی مجزا و مشترک دست و پنجه نرم می کنند؛ چالش هایی که اگر تا چند ماه آینده بر آن قایق نیایند، انتخابات مجلس در اسفندماه 1398 را از خود متاثر خواهد کرد.

** اصلاح طلبان و چالش های لیست حداقلی
اصلاح طلبان را شاید بتوان خموده ترین جریان سیاسی در فضای کنونی کشور دانست. دیگر از شور سیاسی این جریان در دست کم چهار انتخابات اخیر خبری نیست؛ شوری که از خرداد 1392 و در جریان یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری آغاز شد و در دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری در 1396 به اوج رسید و توانست در دوره ای 6 ساله اصلاح طلبان را کامیاب انتخابات ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و شورای شهر کند.
برکنار از چالش هایی که اصلاح طلبان به خاطر نوعی بداقبالی بین المللی با آن مواجه شدند و سیاست گشایش درهای کشور به روی جهان با معضل ترامپیسم برخورد کرد، مشکلات دیگری چون واگرایی های درون لیستی هم عملکرد آنها و مقبولیتشان نزد مردم را زیر تاثیر قرار داد.
اصلاح طلبان که در نتیجه حوادث پس از انتخابات 1388، به حاشیه رانده شده بودند، در سال های بعد بخاطر عبور از نظارت استصوابی و با تغییر تاکتیک یعنی اتحاد و ائتلاف با اعتدالی ها و طیف هایی از اصولگرایان میانه پا در مسیر رقابت های انتخاباتی نهادند.
نتیجه این تغییر تاکتیک، چیزی نبود جز موفقیت اولیه در به دست آوردن کرسی های ریاست جمهوری و پارلمان های ملی و شهری.
دیری نپایید که مشکلات رخ نمود. فهرست هایی که برای تکمیل شدن، بر تفاوت های اعضایش چشم پوشیده بود، در مقام عمل چندپاره شد و دستاوردهایی که انتظار تحققشان وجود داشت، دست نیافتنی شد. به عنوان نمونه فهرست امید در مجلس که با برآورد ابتدایی 180 نفر بسته شده بود، کم کم به 110 نفر تقلیل یافت. شورای شهر در شهرهای مختلف هم وضعیت بهتری را تجربه نمی کند.
ناکامی اصلاح طلبان در تجربه بستن فهرست ائتلافی و حداقلی به عنوان راهکار عملی حضور در عرصه های انتخاباتی، این روزها رخوتی جدی را بر فعالیت های انتخاباتی این جریان حاکم کرده است، تا جایی که از دید حامیان این جریان، این شیوه کارایی و اثربخشی خود را از دست داده است، به طوری که برخی از عدم ارایه فهرست انتخاباتی از سوی این جریان در انتخابات 1398 سخن می گویند.
اظهارات تازه «علی صوفی» دبیرکل حزب پیشرو اصلاحات و عضو شورای عالی اصلاح‌طلبان در گفت و گو با «فارس» ناظر بر همین رویکرد است.
صوفی در خصوص عدم ارایه لیست انتخاباتی از سوی اصلاح‌طلبان گفت: فقط در یک صورت این احتمال وجود دارد و آن رابطه مستقیم دارد با تأیید صلاحیت نامزدهای ما برای انتخابات.
به گفته صوفی، ما در انتخابات ریاست جمهوری و دوره دهم مجلس شورای اسلامی به خاطر رد صلاحیت‌هایی که صورت گرفته بود مجبور به ارایه لیست حداقلی شدیم. این لیست حداقلی برای ما تبعات داشت و توقعات و انتظاراتی که مردم از رأی خود به این لیست داشتند توسط منتخبین لیست اصلاح‌طلبان برآورده نشده است.
صوفی با تأکید بر اینکه کارایی اصلاح‌طلبان در انتخابات نسبت به گذشته کاهش چشمگیری داشته است، گفت: خیلی از اصلاح‌طلبان معتقدند که هم چوب را بخوریم و هم پیاز را، چرا باید لیستی بدهیم که هم از اصلاحات هزینه کند و هم در نهایت نارضایتی مردم را افزایش دهد.
به همین دلیل خود اصلاح طلبان از ناکارآمدی بهره گیری از ظرفیت های درون حزبی و کاریزمایی رهبرانشان برای ترغیب مردم به اعتماد به آنها و شرکت در انتخابات واقف هستند و این مساله بیش از هر چیز دیگری بدنه و سر اصلاح طلبان را از شرکت در انتخابات دلسرد کرده است.
به گفته صوفی، رئیس دولت اصلاحات به تازگی در دیداری که با اعضای فراکسیون امید مجلس داشت تاکید کرد که دیگر از من کاری ساخته نیست و مردم با حرف‌های من هم دیگر پای صندوق‌های رأی هم نمی‌آیند مگر اینکه تحولی جدی در دولت و مجلس شکل بگیرد. بنابراین این نشان می‌دهد که این لیست حداقلی چقدر برای ما هزینه داشت.
به نظر می رسد برقرار بودن نظارت استصوابی که پیش از این منافع و عملکرد انتخاباتی اصلاح طلبان را تحت تاثیر قرار داده، در انتخابات 1398 هم حضور و عملکرد انتخاباتی اصلاح طلبان را زیر تاثیر قرار دهد و آنها را از به کارگیری ظرفیت های نهفته شان محروم کند.
عملکرد فهرست های منتسب به اصلاح طلبان در مجلس و شورای شهر در سال های گذشته موجب شد شورای عالی اصلاح طلبان، جایگاه مرجع خود را در میان افکار عمومی و خود اصلاح طلبان از دست بدهد. با بررسی شرایط کنونی اینکه جریان اصلاح طلبی بتواند تا 10 ماه دیگر تشکل جمعی جایگزین و کارآمدی را برای جلب اعتماد مردم ایجاد کند، بسیار دشوار به نظر می رسد.

**اصولگرایان و شکاف های درون جریانی
اصولگرایان فارغ از دغدغه های اصلاح طلبانه چون نظارت استصوابی، با موانع متفاوتی برای انتخابات پیش رو دست و پنجه نرم می کنند؛ چالش هایی چون اجماع که سال ها است جن شده و جمع اصولگرایانی که بسم الله.
گویا دغدغه های اصلاح طلبانه و اصولگرایانه برای انتخابات پیش رو فرقی با گذشته نکرده است. سال ها است شکاف درون جریانی و ناتوانی در دستیابی به اجماع، اصولگرایان را از دستیابی به نتایج انتخاباتی مورد نظرشان محروم کرده است؛ شکافی که شواهد از تداوم آن حکایت می کند.
به رغم تلاش بزرگان جریان اصولگرا چون «محمدرضا باهنر»، گویا اختلاف ها عمیق تر و سوداها بزرگتر از آن است که بتواند طیف های مختلف این جریان را دور هم جمع کند و آنها را برای پیروزی در انتخابات هم قسم.
دلخوری های حجت الاسلام «علی اکبر ناطق نوری» از بزرگان جریان اصولگرا، همچنان فاصله او را با این جریان حفظ کرده است. ترک مراسم افطاری باهنر از سوی ناطق با ورود «محمود احمدی نژاد»، از بی فایده بودن تلاش های ریش سفید اصولگرایی برای جمع کردن اصولگرایان تحت یک لوا (هرچند به بهانه ای غیر سیاسی) حکایت دارد.
دلخوری «محمدباقر قالیباف» از اعضای «جبهه مردمی نیروهای انقلاب» را پایانی نیست و گویا او با سودای پیروزی در انتخابات، راه خود را با عناوینی چون «نواصولگرایی» از اصولگرایان جدا کرده است.
تشکل های مرجع این جریان هم از کارکرد وحدت بخش خود تهی شده اند. «جامعه روحانیت مبارز» به عنوان تشکل پایه و راهبر جریان اصولگرایی، کارکردهای سنتی و سیاسی خود را از دست داده است.
مجموع شرایط ذکر شده موجب شده دو جریان سیاسی اصلی کشور، برنامه ای جدی برای انتخابات پیش رو نداشته باشند. در این میان جریان اصولگرایی، با بهره گیری از شرایط خاص کشور، انتقاد از عملکرد دولت، مجلس و شورای شهر پایتخت در دست گرفتن پرچم تغیر وضعیت موجود را به عنوان مهمترین استراتژی انتخاباتی خود در دستور کار قرار داده باشد.

منبع: ایرنا

کلید واژه ها: انتخاباتمجلس شورای اسلامیاصلاح طلباناصولگرایاناصلاحاتوقایع اتفاقیه


نظر شما :