آیا آمریکا وارد جنگ با ایران می شود؟

۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۶:۵۱ کد : ۲۷۵۵ اصلی دیپلماسی
به نوشته رایت «‌بولتون و پمپئو هر دو در جست‌وجوی یک هدف‌اند و آن دخالت در امور داخلی ایران و تغییر ساختار نظام است، اما هر کدام از رویکردی متفاوت پیروی می‌کنند. بولتون پایبند سناریوهای نخ‌نما‌شده‌اش است، همان سناریویی که سال ۲۰۱۵ طی مقاله‌ای بدان پرداخت و تنها گزینه برای مقابله با افزایش توان موشکی و منطقه‌ای ایران را حمله نظامی قلمداد کرد، (این مقاله درست زمانی نگاشته شد که ایران و شش کشور جهان برای تحقق توافق هسته‌ای رایزنی می‌کردند). از همین رو از وقتی در قامت مشاور امنیت ملی وارد کابینه شده با دیدارهای محرمانه گاه و بیگاهش با نتانیاهو و فرماندهان موساد مقدمات اجرای طرحش را هموار می‌کند.
آیا آمریکا وارد جنگ با ایران می شود؟

روزنامه آنلاین وقایع اتفاقیه: کابینه ترامپ درگیر جدال میان ناسیونالیست‌ها و نئوکان‌ها درباره موضع واشنگتن نسبت به تهران است. ناسیونالیست‌ها با تکیه بر شعار «اول آمریکا» همان شعار انتخاباتی ترامپ که در جریان ریاستش نیز بارها با تکیه بدان سیاست‌گذاری و تصمیم‌سازی کرده، خواهان ممانعت از هرگونه اقدام هزینه‌زا به لحاظ مادی برای آمریکایی‌ها هستند و در مقابل گروهی می‌خواهند سناریوی نافرجام جنگ امریکا در افغانستان و عراق را بازتعریف کنند.

اینان همان میراث‌داران ایروینگ کریستول و نورمن پودهورتز بنیادگذاران گاهنامه کومانتری و پدرخوانده‌های نیویورکی محافظه‌کاران نو هستند، همان‌هایی که حیاتشان در داخل مبتنی بر به چالش کشیدن دولت رفاه و پایان لیبرالیسم مبتنی بر خردگرایی و عقلانیت است و در عرصه سیاست خارجی بر تنش‌زدایی تاکید دارند، چرا که از منظرشان سیاست قدرتی دارد که با توسل بدان می‌توان زمینه را برای تغییر واقعیت‌های حاکم و دگرگون‌سازی هموار کرد.

شاکله کابینه دولت ترامپ دربردارنده مجموعه‌ای از جریانات مختلف است، از میانه‌روها گرفته که گوشه‌ای خزیده و اندکی در تصمیم‌سازی‌ها مشارکت دارند تا چهره‌هایی که در منتهی‌الیه راست رادیکال تعریف شده‌اند. با این حال فارغ از تضادهای حاکم، تصمیم‌سازی‌های سه‌ساله ترامپ ثابت کرد که فارغ از چندصدایی و تضادهای تاکتیکی حاکم، رئیس‌جمهوری امریکا چهره‌ای است انحصارگرا که بی‌توجه به برنامه‌ها و طرح‌های ارائه شده، بر مبنای تئوری سود-فایده یا بهتر بتوان گفت تئوری خودنوشته‌اش، سیاست‌های نهایی را اتخاذ می‌کند.
این مسئله در ارتباط با موضع‌گیری واشنگتن علیه تهران و گمانه‌زنی‌ها در مورد احتمال وقوع حادثه‌ای میان این دو بازیگر و رویارویی احتمالی در کانون توجه تحلیلگران و سیاست‌مداران قرار گرفته است. همان مهمی که محمدجواد ظریف نیز در سفر اخیرش به نیویورک و در جریان مصاحبه‌هایش با رسانه‌های آمریکایی بر آن تاکید داشت: «ترامپ در جست‌وجوی جنگ نیست، با این حال جریانی می‌خواهد او را در این مسیر نادرست تعریف کند».

ظریف از این جریان تحت عنوان گروه B یاد کرد (بنیامین نتانیاهو، بن سلمان، بن زائد و بولتون). ترمولوژی‌ای که رسانه‌ای شد و بیش از هر زمان زمینه را برای بررسی کارنامه سیاسی بولتون که در منتهی‌الیه جریان راست افراطی امریکا تعریف شده است، فراهم کرد. بسیاری از دیپلمات‌های غربی خواه آمریکایی و خواه اروپایی نیز با وزیر خارجه‌مان هم‌رأی هستند. به باور آنها ترامپ برخلاف ادبیات تند و گزنده‌اش در جستجوی ماجراجویی نظامی نیست و فراتر از آن می‌خواهد به نبرد اسلافش - خودش درباره آنها از عبارت جنگ‌های بی‌پایان استفاده می‌کند - پایان دهد. با این حال نمی‌توان به این مهم اکتفا کرد و سایر سناریوها را کنار گذاشت. احتمال رویارویی گزینه‌ای محتمل است یا جدی؟
از درخواست برای مذاکره تا سیاست فشار حداکثری
به گزارش نیویورکر در سال ۲۰۱۷، دونالد ترامپ در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل از امانوئل مکرون خواست تا پیام خصوصی‌اش را با حسن روحانی همتای ایرانی در میان بگذارد. بعدها محتوای پیام محرمانه فاش شد: «درخواست برای دیدار با مقام‌های جمهوری اسلامی ایران». ترامپ می‌خواست با ایران مذاکره کند اما بدون حضور متحدان اروپایی. با این حال ادبیات و دیپلماسی رادیکال ترامپ علیه تهران که در مجمع عمومی ترسیم شد، مانع از تحقق این مهم شد.

در همان برهه زمانی، رابین رایت تحلیلگر روابط بین‌الملل در این باره در نشریه نیویورکر نوشت: «زمانی که از محتوای این پیام محرمانه مطلع شدم، با وزیر خارجه ایران دیدار داشتم، او در پاسخ به چرایی رد این خواسته گفت: "آیا رئیس‌جمهوری امریکا شوخی می‌کند؟" و بعد به سخنرانی ترامپ میان صدها نفر از رهبران جهان اشاره کرد و در این باره گفت: "با چنین ادبیات تند و بی‌منطقی تهران را هدف قرار می‌دهد و در مقابل می‌خواهد در خفا مذاکره کند"».
تنش‌های تهران و واشنگتن به‌واسطه خروج یک‌جانبه و خلاف هنجارهای بین‌المللی ایالات متحده از برجام آغاز شد؛ تصمیمی که یکی از وعده‌های انتخاباتی رئیس‌جمهوری امریکا بود و اجرایش موجی از واکنش‌ها را به دنبال داشت و فراتر از آن شکاف امریکا و اروپا را عمیق‌تر کرد. اما ماجرا بدین‌جا ختم نشد. ماه پیش، زمانی که ترامپ برخلاف عرف بین‌الملل نام سپاه پاسداران را در لیست گروه‌های تروریستی قرار داد و اندکی بعد در راستای سیاست فشار حداکثری خود - برنامه‌ای که توسط نئوکان‌های آمریکایی؛ چهره‌هایی چون جان بولتون و مایک پمپئو ترسیم شده - مهلت تمدید معافیت‌های حاصل از تحریم‌ها را پایان داد، تنش‌ها اوج گرفت و گمانه‌زنی‌هایی در مورد درگیری احتمالی میان تهران و واشنگتن مطرح شد. این مهم در کنار تضاد درون‌کابینه‌ای دولت فدرال امریکا  - تقابل دو طیف میانه کابینه و کنگره با تندروهایی که در قامت مشاوران نزدیک رئیس‌جمهوری فعالیت می‌کنند - معادلات حاکم را پیچیده‌تر کرد.

چندصدایی در کابینه ترامپ
ترامپ سال ۲۰۱۸ می‌خواست نام سپاه پاسداران را در لیست گروه‌های تروریستی قرار دهد، اما مخالفت‌ها و هشدارهای چهره‌هایی چون مایک پنس مانع از انجام چنین ماجراجویی شد. این موضوعی بود که نشنال‌اینترست با استناد به داده‌های چهره‌های فعال در ساختار وزارت دفاع بدان اشاره کرد. به نوشته این نشریه در آن برهه زمانی وزیر دفاع پیشین به ترامپ گفته بود که اتخاذ چنین تصمیمی می‌تواند امریکا را در خاورمیانه - منطقه‌ای مشکل خیز - درگیر چالشی پرهزینه کند. با این حال تصمیم‌های یک‌جانبه و رادیکال ترامپ و ماشین خشونت‌طلبی کابینه که موتورش بر مدار طرح‌های غیر‌واقع‌گرایانه و رادیکال می‌چرخد، میدان را از حضور چهره‌هایی چون پنس خالی کرد.
متیس به‌واسطه پیش‌بینی وقوع درگیری احتمالی میان تهران-واشنگتن استعفا داد. این خبری بود که چندی پیش یکی از اعضای پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) که نخواست نامش فاش شود، در گفت‌وگویی با نشریه وال‌استریت‌ژورنال بدان اشاره کرد و بدین طریق از پشت پرده استعفای ژنرال متیس پرده برداشت. به گفته او «کناره‌گیری متیس همزمان با تصمیم ترامپ مبنی بر خروج نظامیان آمریکایی از سوریه بود، از همین رو ناظران تصور می‌کردند اختلاف‌های تاکتیکی رئیس‌جمهور و وزیر دفاع زمینه را برای کناره‌گیری پنس هموار کرد، اما واقعیت چیز دیگری بود.

وزیر دفاع از برنامه نئوکان‌های آمریکایی مطلع بود و می‌دانست خروج از سوریه و تمرکز بر پایگاه‌هایمان در عراق برنامه رادیکال‌ها برای افزایش احتمال رویارویی میان واشنگتن و تهران است و مصداق مثل از چاله به چاه افتادن آمریکا است». دو روز بعد از تروریستی خواندن سپاه، روزنامه نیویورک تایمز نیز به نقل از یکی از کارکنان وزارت خارجه از شوک حاصل از این تصمیم بر ساختار بوروکراسی این نهاد نوشت. براساس داده‌های به دست آمده از این نشریه در ساختار وزارت خارجه تنها مایک پمپئو، همان چهره نزدیک به بنیادگرایان مسیحی- صهیون از تصمیم ترامپ حمایت کرده است.
به گفته این دیپلمات، این ماجرا به اندازه‌ای غیر‌قابل هضم بود که دولت ترجیح داد تا زمان اعلامش سکوت اختیار کند. از همین رو بخشی از کارکنان وزارت خارجه بعد از انتشار خبر از تصمیم ترامپ مطلع شده‌اند. تضاد و چندصدایی محدود به کابینه نیست و ساختار فدرال را درگیر کرده است تا جایی که برخی از اعضای کنگره نسبت به سیاست فشار حداکثری واشنگتن علیه تهران واکنش نشان داده‌اند. نشریه نشنال اینترست به نقل از ریچارد دوربین و تام یودال، سناتورهای دموکرات ایالات متحده در این باره نوشت «ادبیات نزدیکان ترامپ ماجراجویی ایالات متحده در عراق را یادآوری می‌کند، نبردی که هزینه‌های سنگینی را به ما تحمیل کرد».

به گفته این دو «آمریکا می‌خواهد سناریوی اشتباهش در عراق را بازتعریف کرده و استراتژی شکست‌خورده واشنگتن در این باره را بار دیگر تکرار کند، از همین رو کنگره باید از اجرایی شدن چنین گزینه‌ای جلوگیری کند». رابین رایت طی تحلیلی در نشریه نیویورکر با اشاره به قرار گرفتن ایالات متحده در این مسیر نادرست به تاثیر‌گذاری نسبی چهره‌هایی چون بولتون و پمپئو بر ترامپ و تضاد و تفاوت‌های تاکتیکی میان این دو چهره برجسته حلقه مشاوران رئیس‌جمهوری و تعارض‌ها و تقابل‌های درون ساختاری دولت فدرال اشاره کرد.
به نوشته رایت «‌بولتون و پمپئو هر دو در جست‌وجوی یک هدف‌اند و آن دخالت در امور داخلی ایران و تغییر ساختار نظام است، اما هر کدام از رویکردی متفاوت پیروی می‌کنند. بولتون پایبند سناریوهای نخ‌نما‌شده‌اش است، همان سناریویی که سال ۲۰۱۵ طی مقاله‌ای بدان پرداخت و تنها گزینه برای مقابله با افزایش توان موشکی و منطقه‌ای ایران را حمله نظامی قلمداد کرد، (این مقاله درست زمانی نگاشته شد که ایران و شش کشور جهان برای تحقق توافق هسته‌ای رایزنی می‌کردند). از همین رو از وقتی در قامت مشاور امنیت ملی وارد کابینه شده با دیدارهای محرمانه گاه و بیگاهش با نتانیاهو و فرماندهان موساد مقدمات اجرای طرحش را هموار می‌کند.

با این حال پمپئو حامی سیاستی متفاوت است، او با بولتون برای تغییر نظام همصدا است اما برای تحقق این مهم مسیری دیگر را برگزیده. وزیر خارجه صراحتا در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز در پاسخ به سوالی در مورد هدف ایالات متحده برای رویارویی با تهران به گونه‌ای از دادن پاسخی صریح شانه خالی کرده و می‌گوید، «من خواهان این مهم نیستم بهتر است که حقوقدانان و کارشناسان بدین مسئله بپردازند». وزیر خارجه ترامپ از تغییر رفتار ایران گفته و برخلاف بولتون سازمان مجاهدین خلق را به رسمیت نمی‌شناسد. مواضع این دو چهره برجسته کابینه، خود نشانه چند صدایی حاکم است.  
تاریخ فراموش شده مادر جنگ‌ها است
بولتون برای تکمیل سناریویی که از سال ۲۰۰۳ ترسیم کرده لحظه‌شماری می‌کند. او آن زمان یکی از حامیان حمله نظامی به ایران بود و حتی برای انجام این مهم با مقام‌های موساد و بنیادگرایان یهودی-‌مسیحی دیدارهای محرمانه داشت. گرت پورتر، تحلیلگر مسائل بین‌الملل طی مقاله‌ای که در نشریه امریکن کانسرواتیو منتشر شده ضمن اشاره به ابعاد پنهان انتخاب جان بولتون و راهکارهایش در قبال ایران به تلاش‌های مشاور امنیت ملی ترامپ در سال‌های ۲۰۰۷، ۲۰۰۸ و البته در سال ۲۰۱۱ اشاره کرد و در این باره نوشت «مواضع جان بولتون تنها در سطح لفظی خلاصه نمی‌شود؛ بولتون به‌طور فعال در دوران ریاست‌جمهوری بوش، به‌عنوان یکی از اعضای سیاست‌گذار در دولت او، از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۴ به منظور ایجاد شرایط سیاسی لازم برای اقدام نظامی علیه ایران تلاش کرد و هم‌اکنون بیش از هر شخص دیگری توانسته به حضور آمریکا در برجام پایان دهد».

پورتر برای واکاوی این مهم به دیدار بولتون و آدلسون در آستانه تصمیم‌گیری ترامپ برای خروج از برجام اشاره کرد؛ دیداری که نتیجه‌اش همانی بود که بولتون نئوکان توقع داشت. با این حال این مهم در مورد سناریوی بولتون برای حمله نظامی به سوریه اجرایی نشد. مارتین ایندیک طی مقاله‌ای که سال ۲۰۱۸ در نشریه آتلانتیک منتشر شد درباره ناکامی مشاور ملی برای حمله ترامپ به سوریه نوشت. ایندیک از این مهم تحت عنوان اولین بحران جدی برای بولتون یاد کرد. به نوشته این تحلیلگر دکترین ترامپ با طرح جنجالی مشاورش صدوهشتاد درجه متفاوت بود.
تصویر این مهم زمانی که ترامپ از دکترین خود درباره خاورمیانه گفت در سیمای بولتون دیدنی بود؛ زمانی که رئیس‌جمهوری خلاف دست‌نوشته ماژیکی بولتون در کنفرانس خبری گفت نمی‌خواهد همچون جان اف کندی برای نابودی هرگونه شری در خاورمیانه هزینه‌ای را به ایالات متحده تحمیل کند. مشاور امنیت ملی صرفا با چشمانی از حدقه بیرون‌زده به او می‌نگریست.

متیس این حالت را به خوبی توصیف کرده و گفته بود «در آن برهه زمانی بولتون به‌سان توپی بود که از میدان بازی بیرون انداخته باشند». آن زمانی که ترامپ از خاورمیانه تحت عنوان منطقه‌ای دردسرساز یاد کرد و گفت که خون و تجهیزات آمریکایی زمینه‌ساز صلح و ثباتی پایدار در خاورمیانه نخواهد شد، عقربه‌های بمب ساعتی بولتون از حرکت ایستاد. این‌بار بولتون برای حمله به ایران خیز برداشته است. انتصاب چهره‌ای رادیکال چون ریچارد گلدبرگ از بنیان‌گذاران بنیاد دفاع از دموکراسی در شورای امنیت ملی آمریکا یکی از طرح‌های او برای تحقق این مهم است؛ همان‌گونه که مارک دوبوویتز، مدیر‌عامل اجرایی این نهاد رادیکال در توئیترش نوشت «هیچ‌کس به اندازه گلدبرگ نمی‌تواند در به سرانجام رساندن سیاست حداکثری علیه تهران موثر عمل کند».

به نوشته آتلانتیک گلدبرگ با توجه به حمایتش از سیاست‌های ترامپ مبنی بر خروج نظامیان آمریکایی از سوریه و تمرکزشان در عراق و همچنین تحسین اقدام خلاف قوانین و هنجارهای بین‌المللی رئیس‌جمهوری آمریکا مبنی بر به رسمیت شناختن بلندی‌های جولان به عنوان بخشی از سرزمین‌های اشغالی نشان از همصدایی بولتون و عضو جدید بنیاد دموکراسی دارد.
با این حال این همصدایی نمی‌تواند لزوما تحقق سناریوی ماجراجویانه بولتون را تضمین کند. تیر مشاور امنیت ملی فقط یک بار به هدف خورد و آن زمانی بود که ترامپ از برجام خارج شد؛ مهمی که رئیس‌جمهوری در کارزار ریاست‌جمهوری بارها انجامش را وعده داده بود، اما اینکه بار دیگر طرح رادیکال بولتون برای نبرد با ایران به سرانجام خواهد رسید یا خیر با توجه به چندین مولفه از جمله مشخصات روحی ترامپ در تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی و همچنین چندصدایی حاکم بر کابینه رئیس‌جمهوری در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. شاید این‌بار نیز بولتون به‌سان توپی از میدان بازی بیرون رانده شود. شرط‌بندی در مورد تصمیم نهایی ترامپ پر ریسک است، اینکه براساس سناریوهای حلقه نزدیکانش تصمیم‌سازی می‌کند یا بر مبنای تئوری خودنوشته‌اش. اما حقیقتی که نباید دست‌کم گرفت عبارت نوح اسمیت است که در یادداشتش در نشریه آتلانتیک بدان اشاره کرد «تاریخ فراموش شده، مادر جنگ‌های آینده است».
سردار سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس در تازه‌ترین سخنرانی خود گفت: الان خود دشمن چه می‌گوید؟ همین دشمنی که جان بولتون و سازمان سیا [در رأس آن قرار دارند]… می‌دانید سازمان سیا به ترامپ چه می‌گوید؟ -تازه اینها تندروهایشان هستند- می‌گویند نباید با ایران درگیر شد- ولو در (یک) نقطه؛ چون بعضی‌ها می‌گویند آمریکا با ما درگیر جنگ نمی‌شود، اما اگر درگیر جنگ هم شد، «جنگ نقطه‌ای» است. مثلا یک نقطه‌ی ما را می‌زند. اما تصور دشمن چیست؟ شما بعضی وقت‌ها از زبان دشمن حرف می‌زنید؛ به جای آنکه واقعیت دشمن را بدانیم، قدرت دشمن را بالا می‌بریم؛ به جای آنکه قدرت دشمن را بشناسیم. دشمن می‌گوید ما نباید اقدامی انجام بدهیم، چون هرگونه اقدام نظامی در این مقطع ممکن است ما را به یک جنگ بی‌پایانی بکشاند و همه منافع ما را به خطر بیندازد. من اطلاعات را می‌گویم، نه تحلیل.

منبع: سازندگی

کلید واژه ها: مذاکره ایران و امریکا جنگ تجاری دونالد ترامپ امریکا وقایع اتفاقیه منطقه خاورمیانه سیاست خارجی امریکا


نظر شما :