آیا ایران در مسیر شوروی قرار دارد؟

۱۴ مرداد ۱۳۹۷ | ۱۷:۱۷ کد : ۲۶ تیتر یک سیاسی
در آستانه سه‌ماهگی تصمیم ترامپ برای خروج از برجام، بازار ارز ایران بسیار آشفته است و برای اولین بار در ایران، قیمت دلار مقابل تومان پنج رقمی شد و به بالای ۱۰ هزار تومان رسید و به‌واسطه آن بازار مسکن، دارو، مواد غذایی و ماشین با سرعتی غیرمجاز، سیر صعودی گرفت.
آیا ایران در مسیر شوروی قرار دارد؟

نویسنده: احمد وخشیته، کارشناس مسایل روسیه

وقایع اتفاقیه: در حالی که تنها 90 روز از خروج آمریکا از برجام در پی تصمیم ترامپ می‌گذرد، مرکز آمار ایران معتقد است که قیمت مواد غذایی نسبت به سال گذشته رشدی 39 درصدی داشته است؛ اگرچه دولت روحانی همه امور را تحت کنترل خود می‌داند، اما پیش از آغاز تحریم‌های اعمالی ایالات‌متحده، دلار از ده هزار تومان نیز عبور کرد تا نارضایتی مردم شدت یابد و دومینوی اعتراضات مردمی که حاکمیت و دولتمردان ایران آن را اغتشاشات فرصت‌طلبان می‌خوانند، بار دیگر در شهرهای این کشور آغاز شود. در این میان اما دولت تدبیر و امید که طی ماه گذشته همگرایی بالایی با جریان موسوم به دلواپسان داشته است، از نرخ فزاینده اشتغال در تابستان امسال در مقایسه با سال‌های گذشته خبر داد و همچنان معتقد است که روند اقتصادی مثبتی را طی می‌کند و گرانی دلار و طلا نیز حبابی بیش نیست.

آیا تصمیم ترامپ برای خروج از برجام عامل فروپاشی اقتصادی ایران است؟

در آستانه سه‌ماهگی تصمیم ترامپ برای خروج از برجام، بازار ارز ایران بسیار آشفته است و برای اولین بار در ایران، قیمت دلار مقابل تومان پنج رقمی شد و به بالای 10 هزار تومان رسید و به‌واسطه آن بازار مسکن، دارو، مواد غذایی و ماشین با سرعتی غیرمجاز، سیر صعودی گرفت.

اما در این میان یک پرسش اساسی وجود دارد؟ آیا تصمیم ترامپ مسبب این آشفتگی اقتصادی که البته دولتمردان آن را حبابی بیش نمی‌دانند، شده است؟

واقعیت این است که وضع موجود یک شب به وجود نیامده است و حتی بحران کنونی تنها زائیده این دولت نیست؛ در واقع مسیری است که ریشه در سیاست‌های نادرست و مهم‌تر از آن فساد اقتصادی طی ده‌های گذشته دارد، فسادی که نقطه اوج آن در دوران رئیس‌جمهور پیشین ایران یعنی محمود احمدی‌نژاد ظهور کرد. رئیس دولتی که معاون اول و معاون اجرایی وی پس از پایان خدمت خود به جرم فساد مالی روانه زندان شدند.

احمد وخشیته

باید توجه داشت که کمتر از یک دهه‌ی پیش، مفاسد مالی فراتر از وسیعی در ایران شکل گرفته است؛ از یک سو اختلاس سه هزار میلیارد تومانی مه آفرید امیرخسروی و از سوی دیگر پدیده بابک زنجانی مالک و رئیس هیئت‌مدیره «هلدینگ سورینت» با سرمایه‌ای بالغ بر ۰۰۰/۰۰۰/ ۰۰۰/ ۰۰۰/ ۲۵ تومان؛ البته او بر این باور است که این رقم عجیب و غریب که در مدت ریاست جمهوری احمدی‌نژاد بر وی نازل آمده، تنها با یاری خدا حاصل شده و هیچ‌گونه دست‌های پشت‌پرده یا سفارش‌های آقایان از بالا در کار نبوده است. اگر فقط ارقام این دو اختلاس را کنار دکل نفتی گم شده قرار دهیم و از دیگر موارد فسادهای مالی فاکتور بگیریم، در خواهیم یافت که اکنون میلیاردها دلار سرمایه ملت ایران در دست عده‌ای سرگردان است.

اما از سوی دیگر باید به این موضوع نیز اشاره کرد که این نابسامانی تنها مختص دولت احمدی‌نژاد نبود و در دولت تدبیر و امید پرزیدنت روحانی نیز پدیده‌های شگفت‌انگیز دیگری وجود دارد. یک روز معاون اول رئیس‌جمهور قیمت دلار را حباب خواند و از تک‌نرخی شدن ارز خبر داد، اما کمی بعد اخبار ناشی از آن بود که ارز جهانگیری برای عده‌ای خاص صادر شده است تا واردات ماشین و گوشی همراه انجام دهند. برآیند کنشگری دولتمردان به‌ویژه طی دو دهه اخیر نشان می‌دهد که بحران اقتصادی کنونی زائیده تصمیم ترامپ برای خروج از برجام نیست و در حالت خوش‌بینانه می‌توان گفت که تنها می‌تواند یکی از عوامل باشد و در غیر این صورت شاید بتوان ادعا کرد که مافیای اقتصادی از این موضوع بهره بردند تا با راه انداختن جنگ روانی در بازار طلا و ارز، سرمایه هنگفت خود را بیش‌ازپیش چاق کنند؛ چرا که آغاز تحریم‌های طلا از 15 مرداد و نفت از 15 آبان است.

آیا فروپاشی اقتصادی منجر به فروپاشی سیاسی نیز خواهد شد؟

میان سال‌های اخیر، جامعه ایران نیز آرام آرام درد ناشی از بحران هویت را فهم می‌کند و علاوه بر این، گرانی و آشفتگی بازار که سر در فساد اقتصادی و سیاست‌های ناکارآمد دولت‌ها و حاکمیت در حوزه اقتصادی و بین‌المللی دارد، سبب شده است تا با ریزش طبقه متوسط از یک‌سو و پیدایش طبقه نوکیسه از سوی دیگر، شکاف طبقاتی روز به روز شدت بیشتری به خود بگیرد. فاصله‌ای که با خود سرخوردگی و اعتراض‌های وسیع اجتماعی را در بر دارد.

برآیند این عوامل سبب می‌شود تا در جریان موج اول اعتراض‌های مردمی که دی‌ماه سال گذشته شکل گرفت عبور از جریان روشنفکری ساخته حاکمیت که مردم از آن با عنوان اصلاح‌طلبان یاد می‌کنند را شاهد باشیم. در این میان اما حاکمیت ایران در دولت کنونی از فرصت مناسبی بهره می‌برد؛ اینکه اصلاح‌طلبان داخل ساختار قدرت در قوه مجریه و مقننه هستند و برای حفظ وضع موجود خود هرکجا که لازم باشد ترجیح می‌دهند صدای اعتراض‌های مردم را نشنیده بگیرند و همگام با حاکمیت در مسیر ایدئولوژی گام بردارند.

برخی ایران امروز را با شوروی سال‌های پایانی دهه نود مقایسه می‌کنند؛ بدون شک در حال حاضر، جمهوری اسلامی ایران از ویژگی‌های لازم یک حاکمیت برخوردار است و نمی‌توان آن را با فروپاشی شوروی 1991 مقایسه کرد، اما باید توجه داشت که باید اجازه نفس کشیدن به نسل جوان و متخصص‌هایی که ژن خوب نیستند نیز داده شود؛ چرا که اکنون ایران تشنه اصلاحات است و تزریق دیرهنگام آن، مصداق نوشدارو بعد مرگ سهراب است و سیاست‌های اصلاحاتی گورباچوف در دهه پایانی حیات شوروی.

 

کلید واژه ها: ایرانگرانیارزشورویاقتصاد


نظر شما :