گزارش «میدل ایست آی»

آمریکا و زمان اندک برای عضویت مجدد در توافق هسته ای

۲۶ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۷:۴۳ کد : ۱۶۱۱۱ اصلی تیتر یک
چه کسی باید قدم نخست را بردارد؟ ایالات متحده با کنار گذاشتن یک طرفه برجام، زمینه ساز بحران هسته ای در سال ۲۰۱۸م شد بنابراین نتیجه اصلی بر این است که اولین اقدام باید از طرف واشنگتن انجام شود.
آمریکا و زمان اندک برای عضویت مجدد در توافق هسته ای

سرویس سیاسی وقایع اتفاقیه - دستور کار سیاسی پرزیدنت جو بایدن مدتی در انحصار مسائل داخلی قرار خواهد گرفت؛ اما مسائل حاشیه و تنش زا در سرتاسر جهان با اولویت های او سازگار نخواهد بود. با توجه به اینکه بایدن معتقد است ایالات متحده باید جهان را دوباره رهبری کند، در نهایت امور و مسائل بین المللی توجه وی را جلب می کند. خوشبختانه، به نظر می رسد رئیس جمهور جدید و مشاوران وی بهترین راه برای رهبری و الهام بخشی مجدد ایالات متحده را نظم بخشی به امور و مسائل بین الملل می دانند. اولویت های سیاست خارجی بایدن شامل تقویت اتحاد های ضعیف شده توسط رئیس جمهور پیشین دونالد ترامپ، پیوستن مجدد به توافق نامه های اصلی چند جانبه، رهبری مجدد نظم جهانی مبتنی بر قوانین لیبرال و مقابله با ظهور و قدرت یابی بیشتر چین وروسیه است. در شرایط کنونی آینده دستاورد امضای دولت اوباما یعنی توافق هسته ای 2015 در معرض خطر است.


تحریم های شدید

جو بایدن از قصد خود برای بازگشت مجدد آمریکا به توافقی که ترامپ در سال 2018 آن را رها کرد خبر داد. پس از تحمیل مجدد تحریم های شدید ترامپ علیه ایران، تهران در سال 2019م به این اقدام واکنش نشان داد و پای بندی خود به تعهدات برجامی را نقض کرد. تهران از اظهارنظر بایدن در مورد پیوستن مجدد به این توافق استقبال کرده و گفته که آماده است تا به محض ورود مجدد آمریکا به توافق و لغو تحریم ها، به تعهدات برجامی خود بازگردد. انتصاب مقامات پیشین اوباما درگیر در توافق هسته ای به سمت های اصلی توسط جو بایدن باعث ایجاد خوشبینی شده است: جیک سالیوان مشاور جدید امنیت ملی، آنتونی بلینکن وزیر خارجه جدید، وندی شرمن معاون وی و دیپلمات بیل برنز - که پیش از توافق سال 2015 هدایت یک کانال مهم برای ایران را بر عهده داشت - مدیر جدید سیا است. ورود مجدد به توافق هسته ای ایران کار ساده ای به نظر نمی رسد. مسائل مختلفی در مورد روش و منطق شروع مجدد توافق وجود دارد؛ اما مشکل اساسی موجود بی اعتمادی عمیق بین ایران با کشورهای غربی، همسایگان عرب و اسرائیل می باشد.

جنگ طلبان آمریکا، اسرائیل و شرکای جدید عرب از مخالفان اصلی بازگشت آمریکا به برجام می باشند. آن ها بر این تاکید دارند که دولت بایدن باید از اهرم قدرت و نفوذی که سیاست فشار حداکثری ترامپ برای محاصره و تسلیم ایران ایجاد کرده استفاده کنند. اسرائیل برای چالش زایی در بازگشت آمریکا به برجام به اقدامات تحریک آمیز مانند ترور محسن فخری زاده دانشمند برتر هسته ای و لابی گری در دولت جدید آمریکا روی آورد. «ژنرال آویو کوخاوی» رئیس ستاد ارتش اسرائیل در یک اظهارنظر عجیب اعلام کرد که اگر ایالات متحده آمریکا دوباره به توافق هسته ای بپیوندد، اسرائیل ممکن است به ایران حمله کند؛ اظهاراتی که باعث ایجاد هراس و نگرانی دستگاه امنیت اسرائیل شده است.


مذاکره کنندگان جدید

هم در ایالات متحده و هم در اروپا اتفاق نظر فزاینده ای وجود دارد که بازگشت به توافق اصلی که شش سال پیش امضا شده امکان پذیر نیست. منطق اصلی این است که پیشرفت های نظامی ایران در حوزه قدرت سخت و نرم به سطوح غیرقابل تحملی رسیده و تهدید جدید و قابل توجهی برای منافع آمریکا و متحدانش محسوب می شود. متاسفانه هیچ کسی تبیین نکرده که چگونه ایران منزوی و تحت تحریم های شدید ناشی از استراتژی فشار حداکثری توانسته به چنین نتایج درخشانی دست پیدا کند. ایران تاکنون رویکرد های بدیل و جایگزین را رد کرده و تنها آمادگی خود را برای از سرگیری توافق اصلی اعلام کرده است. اما ایران با این وجود احتمال بحث در مورد سایر موضوعات را به طور قاطع رد نکرده و آن را بر پذیرش نگرانی های امنیتی مشروع خود مشروط کرده است. این امر بیانگر فرایند مذاکره متفاوت و گسترده تر است که شامل معماری امنیتی برای کل منطقه با رسیدگی به تمام برنامه های موشکی، فعالیت های اهریمنی و توافقات تسلیحاتی (نه فقط ایران) می باشد. آیا ایالات متحده، اسرائیل و شرکای عرب آماده چنین سناریویی هستند؟ پاسخ به این پرسش مبهم و تردید آمیز می باشد.

سرانجام با فرض بازگشت به برجام؛ مشکل اساسی در یک منطق ساده ریشه دارد: چه کسی باید قدم نخست را بردارد؟ ایالات متحده با کنار گذاشتن یک طرفه برجام، زمینه ساز بحران هسته ای در سال 2018م شد بنابراین نتیجه اصلی بر این است که اولین اقدام باید از طرف واشنگتن انجام شود. اما متأسفانه، منطق از ویژگی های بارز روابط بین الملل نیست. در حالی که ما وانمود می کنیم در یک نظم جهانی مبتنی بر قوانین لیبرال زندگی می کنیم اما واقعیت غم انگیز این است که منطق روابط بین الملل بازی قدرت و استانداردهای دوگانه برای حفظ جایگاه برتر می باشد.

 

موضع سیاسی

آنتونی بلینکن در اظهارات خود در مورد توافق هسته ای ایران اعلام کرده است که ایران باید نخستین اقدام را انجام دهد و پس از بازگشت به تعهدات برجامی، آمریکا مجددا وارد توافق هسته ای خواهد شد. منطق اساسی این موضع مشخص نیست. البته اظهارات عمومی معمولاً برای موضع گیری سیاسی است و آنچه در واقعیت معنا پیدا می کند بیشتر در کانال های پنهانی یا در جریان مذاکرات محرمانه رد و بدل می شود. ایالات متحده آمریکا و ایران از منافع فکری مناسب برای شکل دهی به یک نقشه راه در برابر توافق هسته ای برخوردار هستند اما نباید این واقعیت را که در سال 2021 انتخابات ریاست جمهوری ایران برگزار می شود نادیده گرفت. در ایران مانند واشنگتن – تل آویو و ریاض مخالفان توافق هسته ای وجود دارند و به دلایل درست معتقدند که ایران از طریق توافق هسته ای فریب خورده است زیرا بدون لغو کامل تحریم های وعده داده شده، برنامه هسته ای خود را تعلیق کرده است. ایران در اقدامی به عنوان سیگنال غیرمستقیم برای دولت بایدن در روز سه شنبه توافق کرد که خدمه 19 نفره کشتی توقیف شده با پرچم کره جنوبی را آزاد کند. در مقابل کره جنوبی متعهد شد که به شکایات ایران در مورد عدم توانایی خود در دسترسی به 7 میلیارد دلار پول ایران که به دلیل تحریم های مجدد آمریکا توسط دولت ترامپ در بانک های کره جنوبی مسدود شده، رسیدگی کند. زمان در حال اتمام است. ایران اولتیماتوم صادر کرده است: اگر تحریم ها تا 21 فوریه لغو نشوند، تهران بازرسان بین المللی را اخراج می کند. علاوه بر این، ایران غنی سازی اورانیوم 20 درصدی را شروع کرده که به طور خطرناکی نزدیک به درجه نظامی است. در این میان به نظر نمی رسد که ایالات متحده آمریکا برای بازگشت به توافق هسته ای عجله ای داشته باشد./راهبرد معاصر

انتهای پیام/

 

کلید واژه ها: توافق هسته ای آمریکا برجام تحریم ایران


نظر شما :