نقش چین در اقتصادهای جنگ زده

۲۲ دی ۱۳۹۷ | ۱۳:۲۳ کد : ۱۴۳۸ اصلی تیتر یک دیپلماسی
با تصمیم اخیر دونالد ترامپ به خارج کردن نیروها از سوریه، دل نگران ها در واشنگتن از کاهش نفوذ در خاورمیانه و سوریه بیم دارند؛ اگرچه به نظر می رسد این نگرانی محقق می شود، اما علت آن خروج نیروهای نظامی نیست، بلکه بی توجهی آمریکا به کشورهای منطقه، منافع آنها و گسترش آسیب های جنگ سوریه به کشورهای همسایه است. در همین حال، چین رویکرد دیگری در قبال خاورمیانه در پیش گرفته که سرمایه گذاری بر توسعه اقتصادی بلندمدت است.
نقش چین در اقتصادهای جنگ زده

روزنامه آنلاین وقایع اتفاقیه: تصمیم اخیر دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا مبنی بر خارج کردن نیروهای نظامی این کشور از سوریه، با اظهارنظرها و مناقشات در واشنگتن درباره هزینه ها و مزایای این تصمیم همراه بوده است. تشکیلات سیاست خارجی ایالات متحده که حضور نیروها را در سوریه را بعضا با جنگ علیه داعش توجیه می کرد، این مساله را مطرح کرده که تصمیم ترامپ می تواند به احیای این گروه افراطی بیانجامد.

اما در واقعیت، واشنگتن بیشتر روی انزوای دولت دمشق، از بین بردن تعادل آن و جلوگیری از خروج همسایگان سوریه از اقتصاد جنگ متمرکز بوده است. همانطور که پروفسور جفری ساکس از دانشگاه کلمبیا ۲ ژانویه در مقاله ای در «پراجکت سیندیکت» نوشت، این تلاش های ایالات متحده برای براندازی دولت سوریه و مسلح کردن شورشی ها بود که در نهایت به ظهور داعش در این کشور منجر شد.

به گزارش دیپلماسی ایرانی، اکنون آمریکا و متحدان اروپایی آن کمک ها برای بازسازی سوریه را تا زمان حصول یک توافق سیاسی که ترجیحا مسیر را برای تغییر نظام و برکناری بشار اسد هموار کند، مسدود کرده اند و این در حالی است که طبق برآوردهای بانک جهانی، سوریه برای بازسازی به دست کم ۲۵۰ میلیارد دلار نیاز دارد.

اما تاثیرات منفی درگیری ها به کشورهای همسایه هم رسیده و سبب شده این کشورهای درمانده و جنگ زده در مواجهه با فشار مشکلات امنیتی منطقه ای، نگرانی های اقتصادی نیاز فوریتی به زیرساخت ها، سرمایه گذاری و تجارت، به طور فزاینده به بازیگر جدیدی که وارد میدان شده، یعنی چین، چشم بدوزند.

رویکرد کشور محور در برابر رویکرد منطقه ای

دلایل متعددی وجود دارد که رویکرد چین در قبال خاورمیانه را برای کشورهای منطقه جذاب تر از رویکرد ایالات متحده می کند.

اول اینکه چین بر سرمایه گذاری های بلندمدت اقتصادی تمرکز دارد، در حالی که ایالات متحده به سرمایه گذاری های نظامی مشغول است. جفری آرونسون، کارشناس امور خاورمیانه و رئیس شرکت مشاوره «گروه مورتونز» با بررسی رویکردهای مختلف واشنگتن و پکن، به این نتیجه رسیده که آمریکا پول های خود را صرف بمب اندازی یا ساخت زیرساخت های نظامی می کند و این در حالی است که چین فرصت را در استفاده از شرایط می بیند. آرونسون گفت: «به نوعی می توان گفت ما در تجارت بازسازی زیرساخت ها و توسعه ای که به طور مستقیم به حضور نظامی ما مربوط نباشد، وارد نمی شویم. ما فرودگاه ساخته ایم و پایگاه. چینی ها راه آهن می سازند و بندر؛ آنها در آینده سرمایه گذاری می کنند.»

دوم اینکه واشنگتن در روند صلح از تعصب و تمایلات دولت محور رنج می برد و در میانه درگیری های بین المللی، تاثیرات منفی اقتصادی این جنگ به کشورهای همسایه نیز گسترش می یابد. برای نمونه، سوریه قبل از جنگ یک مرکز تجاری پر جنب و جوش محسوب می شد که ترکیه و لبنان را به اردن، مصر و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس مرتبط می کرد و در عین حال، تنها کوریدور تجاری زمینی لبنان بود. باتوجه به اینکه گذرگاه های مرزی سوریه از نظر تجاری شریان های حیاتی اردن و لبنان به شمار می روند، تحریم های کنونی ایالات متحده و اتحادیه اروپا بر سوریه، بر اقتصاد این کشورهای همسایه نیز تاثیرات منفی قابل توجهی دارد. در نتیجه جنگ و ادامه تحریم ها، تجارت دو کشور کاهش یافته است تا جایی که هر دو کشور در معرض فروپاشی اقتصادی قرار گرفته اند. باتوجه به اینکه لبنان و اردن به ترتیب میزبان ۱.۳ میلیون و ۶۶۰ هزار پناهجوی سوری هستند، بحران اقتصادی در این کشورها می تواند به سرازیر شدن موج جدیدی از پناهجویان در لبنان به قبرس و اروپا بیانجامد و بحران پناهجویان در اتحادیه اروپا را تشدید کند.

ایالات متحده مشابه همین سیاست های متناقض را در آسیای میانه و جنوبی نیز به اجرا گذاشته است. رویکرد دولت محور آمریکا در بازسازی افغانستان و ترغیب به یکپارچه سازی اقتصاد محلی به طور همزمان به تحریم و تلاش برای منزوی سازی کشور همسایه ایران صورت می گیرد و تلاش های افغانستان برای برقراری ارتباط در منطقه را به چالش می کشد.
اولویت با بازسازی است یا راه حل سیاسی؟

باتوجه به ارتباط متقابل درگیری ها و اقتصادها، اگر واشنگتن بتواند در مذاکرات صلح دیدگاه های دولت محور خود را به یک دیدگاه گسترده تر منطقه ای تغییر دهد، به نتایج بهتری می رسد. اردن و لبنان تلاش ها را برای تسهیل مشکلات اقتصادی خود از طریق ارتقاء تجارت و چشم انداز بازگشت پناهجویان به سوریه آغاز کرده اند و امارات متحده عربی، بحرین و کویت در حال بازگشایی سفارت های خود در دمشق هستند. مصر هم از اتحادیه عرب خواسته است تا سوریه را مجددا بپذیرد.
با توجه به اقدام کشورهای منطقه به بازگشایی گذرگاه های مرزی و تجارت و بازسازی های پس از جنگ، به نظر می رسد که نگرانی افراد دل نگران در واشنگتن درباره کاهش نفوذ ایالات متحده در سوریه تحقق می یابد، اما دلیل این اتفاق تصمیم ترامپ به خارج کردن نیروها نیست، بلکه نادیده گرفته شدن منافع منطقه ای از سوی آمریکاست.

چین به نوبه خود این دیدگاه را اتخاذ کرده که امنیت، توسعه اقتصادی را در پی خواهد داشت. به همین جهت هم چین به وضوح اعلام کرده که بازسازی را بر یافتن راه حلی سیاسی مقدم می داند. چین به خاورمیانه یک رویکرد منطقه ای دارد و اکنون به لبنان به چشم بستری برای بازسازی در سوریه و عراق می نگرد. رائد خوری، وزیر اقتصاد لبنان اخیرا گفت: «چین به لبنان به دیده کشوری کوچک با چهار میلیون جمعیت نمی نگرد؛ بلکه آن را کشوری با پتانسیل های گسترده به دلیل موقعیت ژئوپولتیکش می داند.» ماه گذشته بندر طرابلس لبنان مقصد اصلی محموله های چینی در منطقه مدیترانه بود. مذاکراتی هم درباره احیای شبکه ریلی طرابلس-حمص صورت گرفته است.

همه اینها بدین معناست که ابتکار عمل کمربند و جاده چین می تواند نقشی سازنده در تلاش ها برای بازسازی و ایجاد ثبات در دوران پس از جنگ در خاورمیانه ایفا کند. در حالی که قدرت های غرب حمایت از بازسازی را به حصول توافق سیاسی برای حذف دولت اسد مشروط کرده اند، قدرت های شرق در حال گذر از موانع و هموار کردن مسیر خود به سمت خروج از اقتصادهای جنگ هستند.

کلید واژه ها: دونالد ترامپجنگ سوریهاقتصاد جنگنفوذ چین در خاورمیانه


نظر شما :