آمریکا چگونه از قدرت مالی خود سوءاستفاده می‌کند

۱۶ دی ۱۳۹۷ | ۱۳:۰۰ کد : ۱۳۶۹ اصلی تیتر یک دیپلماسی
: آمریکا از زمان پایان جنگ سرد بیشتر از ابزارهای اقتصادی برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود بهره می‌گیرد. تعدادی از این ابزارها از جمله تحریم مبتنی بر استفاده مستقیم از فشارهای اقتصادی هستند.
آمریکا چگونه از قدرت مالی خود سوءاستفاده می‌کند

روزنامه آنلاین وقایع اتفاقیه: آمریکا از زمان پایان جنگ سرد بیشتر از ابزارهای اقتصادی برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود بهره می‌گیرد. تعدادی از این ابزارها از جمله تحریم مبتنی بر استفاده مستقیم از فشارهای اقتصادی هستند. ابزارهای دیگر از جمله ترویج تجارت آزاد و بازار باز وابسته به تغییر مشوق‌های کشورهای دیگر هستند. اما همه این ابزارها مبتنی بر این باور هستند که قدرت اقتصادی بی‌رقیب به آمریکا اجازه می‌دهد تا اهداف خود را بدون متوسل شدن به زور دنبال کند. 
اما استفاده نابخردانه از قدرت اقتصادی می‌تواند عواقب کوتاه‌مدت نامطلوبی به همراه داشته باشد و در درازمدت باعث نزول رهبری اقتصادی آمریکا در دنیا شود. علائم این مشکل در سال‌های گذشته آشکار شده بودند. اما اوضاع بعد از سر کار آمدن دونالد ترامپ بدتر شده است. او تعرفه‌های تجاری نامعقولانه‌ای را علیه متحدان و رقبای آمریکا وضع کرد، دوباره تحریم‌های ایران را با وجود مخالفت‌های بین‌المللی بازگرداند و در هر دو مورد عواقب منفی تصمیمات خود برای منافع آمریکا را نادیده گرفت. 
هر سیاستی دارای نقاط مثبت و منفی خواهد بود. اما ظاهراً دولتمردان آمریکا معتقدند آمریکا آن‌قدر بزرگ و قدرتمند است که دیگر توسط قوانین سیاسی و اقتصادی محدود نخواهد شد. مطابق با این دیدگاه، آمریکا می‌تواند جنگ‌های تجاری را با کشورهای دیگر شروع کند و هیچ‌کس اقدام تلافی‌جویانه‌ای انجام نخواهد داد. آمریکا می‌تواند نزدیک‌ترین شرکا و متحدان خود را تهدید کند و آن‌ها مجبور به همکاری خواهند شد.
اما در جهان چندقطبی امروزه تضمینی وجود ندارد که قدرت اقتصادی آمریکا به چالش کشیده نشود. رویکرد یک‌جانبه و تهاجمی آمریکا نسبت به مسائل بین‌المللی می‌تواند رهبری اقتصادی این کشور را تهدید کند. در صورتی که دولت ترامپ این روند را ادامه دهد، مقاومت جامعه جهانی را بر خواهد انگیخت و در بلندمدت اعتبار و نفوذ آمریکا در صحنه جهانی کاهش پیدا می‌کند. 

اهمیت محتاطانه عمل کردن 

استفاده از ابزارهای اقتصادی برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی به شیوه‌های مختلفی انجام می‌شود. برای مثال می‌توان به تحریم‌ها اشاره کرد که مجازات‌های اقتصادی اعمال شده علیه کشورها یا شخصیت‌های خارجی هستند. اما انواع دیگری از سیاست‌های اقتصادی نیز برای دست‌یابی به اهداف استراتژیک استفاده می‌شوند. برای مثال، تجارت آزاد معمولاً برای دنبال کردن اهداف دیپلماتیک یا افزایش نفوذ بین‌المللی استفاده می‌شود.
در طول سه دهه گذشته جهانی‌سازی اهمیت استفاده محتاطانه از ابزارهای اقتصادی را افزایش داده است. جهانی‌سازی باعث شده است که کشورهای مختلف از فرصت‌های موجود در سرتاسر دنیا بهره ببرند. هم‌زمان، تصمیمات گرفته شده توسط قدرت‌های جهانی می‌تواند همه کشورها را تحت تأثیر قرار دهد. بانک‌ها و شرکت‌های خارجی معمولاً از تحریم‌های آمریکا پیروی می‌کنند، زیرا نمی‌خواهند که دسترسی به بازار، دلار و سیستم مالی آمریکا را از دست بدهند. 
به همین خاطر آمریکا نباید هر کاری که دوست دارد را انجام دهد. برای مثال، سیاست‌گذاران آمریکایی قبل از اعمال تحریم‌ها باید بررسی کنند که آیا توافق‌های تجاری یا دیگر تعهدات بین‌المللی آمریکا نقض خواهند شد. آن‌ها باید مراقبت باشند که اقداماتشان منافع اساسی آمریکا را به خطر نیندازد.

پادشاه جهنم 

آمریکا بعد از سقوط شوروی بیشتر از تحریم‌ها و دیگر فشارهای اقتصادی برای دنبال کردن اهداف سیاست خارجی خود استفاده کرده است. در برخی موارد آمریکا با کشورهای دیگر در شورای امنیت سازمان ملل برای مشروعیت بخشیدن به اقدامات خود همکاری کرد. برای مثال می‌توان به تحریم‌های اعمال شده علیه عراق، یوگسلاوی و رواندا اشاره کرد. اما در مواقعی که جلب حمایت بین‌المللی امکان‌پذیر نبوده است، دولت آمریکا در استفاده از اقدامات یک‌جانبه و تهاجمی‌تر تعلل نکرد. 
اما تحریم‌های ثانویه اهمیت بیشتری در مقایسه با تحریم‌های اولیه دارند. تحریم‌های اولیه شهروندان و شرکت‌های آمریکایی را از انجام معامله‌های تجاری با شرکت‌ها یا اشخاص خاص منع می‌کنند. اما تحریم‌های ثانویه آمریکایی‌ها را از همکاری با هر طرف ثالثی که با شرکت‌ها و اشخاص تحریم شده مبادلات تجاری دارند منع کرده‌اند. برای مثال، فرض کنید بانکی در فرانسه وامی در اختیار یک شرکت ایرانی قرار می‌دهد. در این صورت، آمریکایی‌ها نمی‌توانند با آن بانک همکاری کنند، حتی در صورتی که این وام مطابق با قوانین فرانسه اعطا شده باشد. بسیاری از شرکت‌های بزرگ دنیا به سیستم مالی و دلار آمریکا نیاز دارند.
کشورهای دیگر معمولاً تحریم‌های آمریکا را نمونه‌ای از یک‌جانبه‌گرایی و کاربرد غیرقانونی قوانین آمریکا می‌دانند. کنگره آمریکا در سال ۱۹۹۶ به دولت اجازه داد تا شرکت‌های خارجی را به خاطر معامله با کوبا یا سرمایه‌گذاری در بخش‌های نفتی ایران و لیبی تحریم کند. اتحادیه اروپا در واکنش آمریکا را متهم به نقض قوانین بین‌المللی و حاکمیت کشورهای دیگر کرد. اتحادیه اروپا در سازمان تجارت جهانی علیه آمریکا شکایت کرد و شرکت‌های اروپایی از اجرای تحریم‌های آمریکا علیه کشورهای هدف گرفته شده منع شدند. در نهایت، دولت کلینتون قبول کرد که این تحریم‌های ثانویه را اجرا نکند. 
دولت جرج دبلیو بوش بعد از حوادث یازدهم سپتامبر رویکرد تهاجمی‌تری را اتخاذ کرد. برای مثال، مقامات آمریکا در سال ۲۰۰۶ به شرکت‌های خارجی در مورد همکاری با شرکت‌های ایرانی هشدار دادند. مجلس آمریکا در سال ۲۰۱۰ برای مقابله با برنامه هسته‌ای ایران به مقدار قابل‌توجهی تحریم‌های ثانویه علیه نهادهای مالی که با ایران همکاری می‌کردند را افزایش داد.
دولت‌های اروپایی می‌توانستند علیه تحریم‌های آمریکا مقاومت کنند. اما در عوض همکاری نزدیکی با آمریکا برای مقابله با تهدیدات ایران داشتند. در این دوره شاهد افزایش تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران بودیم. بنابراین، دولت‌های اروپایی مایل به همکاری با آمریکا در اجرای این تحریم‌ها بودند. اما آمریکایی‌ها تصور می‌کردند که دولت‌های اروپایی مخالفتی با استفاده از تحریم‌های ثانویه به عنوان یک ابزار مشروع ندارند. 
اما خلاف این موضوع صادق بود. اروپایی‌ها موافق بودند که ایران باید تحت فشار قرار می‌گرفت. اما همچنان اصرار می‌کردند که اتحادیه اروپا تحریم‌های خود را وضع کند و شرکت‌های اروپایی تنها از قوانین این اتحادیه پیروی خواهند کرد. در نهایت، آمریکا تحریم‌های خود علیه بانک‌های اروپایی که از سیستم مالی آمریکا برای معامله با طرف‌های تحریم شده استفاده می‌کردند را اعمال کرد. برای مثال، آمریکا در سال ۲۰۱۴ بانک پی ان بی پاریباس فرانسه را به اتهام نقض تحریم‌های کوبا، سودان و ایران جریمه کرد. دولت فرانسه نیز در واکنش آمریکا را به جنگ اقتصادی متهم کرد و خواستار لغو مجازات‌های اعمال شده شد.
اما سیاست‌مداران آمریکایی در دولت‌های اوباما و بوش محدودیت‌های خود برای تقابل با کشورهای دیگر را می‌دانستند. برای مثال، می‌توان به مذاکرات دولت اوباما با چین برای اعمال فشار بر ایران اشاره کرد. دولت اوباما توانست چین را برای کاهش خرید نفت ایران قانع کند و از تحریم‌های ثانویه برای مجازات شرکت‌های چینی که با ایران معامله می‌کردند استفاده کرد. آمریکا در نهایت از اعمال تحریم‌های ثانویه علیه نهادهای چینی صرف‌نظر کرد، زیرا نمی‌خواست به همکاری‌های دو کشور در زمینه‌های دیگر ضربه وارد شود. 

تمرکز بر روی مسائل 

اما تحریم‌ها تنها ابزارهای اقتصادی استفاده شده برای دست‌یابی به اهداف سیاست خارجی نبوده‌اند. آمریکا در دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ تلاش زیادی برای حذف موانع تجاری و تقویت توافقات چندجانبه انجام داد. آمریکا از این طریق کشورهای در حال توسعه را تشویق کرد تا به سمت بازارهای باز روی آورند. 
اگرچه آمریکا تلاش زیادی برای ترویج تجارت آزاد انجام داد، اما در دهه‌های گذشته به تدریج نقش کمرنگ‌تری در تأمین بودجه نهادهایی که وظیفه حفظ نظم اقتصادی دنیا را بر عهده دارند ایفا کرد. آمریکا از دهه ۱۹۹۰ حمایت‌های خود از بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول را کاهش داده است. آمریکا از لحاظ تاریخی بزرگ‌ترین تأمین‌کننده منابع مالی نهادهای مالی بین‌المللی (IFI ها) بوده است. این موضوع باعث شد که آمریکا نفوذ بالایی در داخل این نهادها داشته باشد. 
پشتیبانی از این نهادها در راستای منافع آمریکا خواهد بود. نهادهای مالی بین‌المللی با وضع استانداردهای مشترک برای رفتار مالی احتمال وقوع بحران‌هایی که به اقتصاد آمریکا آسیب وارد می‌کنند را کاهش می‌دهند. این نهادها با توزیع بارهای مالی به آمریکا اجازه می‌دهند تا هزینه پایین‌تری را برای دنبال کردن اهداف خود بپردازد. در صورتی که آمریکا سطح حمایت خود از این نهادها را کاهش دهد، توانایی کمتری برای گسترش نفوذ و قدرت خود خواهد داشت. 

چرخش اشتباه ترامپ 

نگرانی‌های بین‌المللی در مورد استفاده آمریکا از ابزارهای اقتصادی بعد از سرکار آمدن دولت ترامپ شدت گرفتند. دولت ترامپ طوری رفتار می‌کند که انگار با هیچ عواقبی روبرو نخواهند شد. این موضوع به طور ویژه در دو حوزه آشکار شده است: اعمال سیاست‌های حمایتی در حوزه تجارت و خروج از توافق هسته‌ای ایران. 
ترامپ در هفته اول دولت خود آمریکا را از توافق تجاری ترانس پاسیفیک بین 12 کشور خارج کرد. آمریکا در سال ۲۰۱۸ تعرفه‌هایی را بر روی کالاهای وارداتی از جمله آلومینیوم، صفحات خورشیدی، فولاد و ماشین‌های لباس‌شویی اعمال کرد. این تعرفه‌ها تنها بر روی کشورهای رقیب همچون چین چون اعمال نشدند و متحدان آمریکا از جمله کانادا، مکزیک و اتحادیه اروپا نیز بی نصیب نماندند. کشورهای دیگر نیز در پاسخ تعرفه‌هایی را بر روی کالاهایی آمریکایی اعمال کردند. این تعرفه‌ها می‌توانند آسیب بزرگی به روابط بین آمریکا و متحدانش وارد کنند.
تصمیم عجولانه و یک‌جانبه ترامپ در قبال ایران نیز باعث تضعیف منافع آمریکا شد. طرف‌های دیگر این توافق مخالف این اقدام ترامپ بودند. آمریکا سپس تحریم‌های ایران را دوباره اعمال کرد. علاوه بر این، دولت ترامپ تهدید کرد که تحریم‌های ثانویه‌ای را علیه شرکت‌هایی که با ایران همکاری دارند اعمال خواهد کرد. 
متحدان اروپایی آمریکا در حال همکاری با ایران برای دور زدن تحریم‌های آمریکا و حفظ توافق هسته‌ای هستند. طرف‌های دیگر توافق در ماه ژوئیه بیانیه‌ای مشترکی را منتشر کردند که در آن به تلاش‌های خود برای جلوگیری از اعمال تحریم‌های آمریکا اشاره می‌کنند. این اقدامات شامل حفظ کانال‌های مالی با ایران، ترویج تجارت و صادرات و افزایش سرمایه‌گذاری مشترک با ایران هستند.

چشم‌انداز آینده 

در صورتی که دولت آمریکا روند کنونی خود در استفاده از ابزارهای اقتصادی را ادامه دهد، با عواقب بدی روبرو خواهد شد. کشورهای دیگر احتمالاً به زودی تحریم‌های اعمال شده توسط آمریکا را نادیده خواهند گرفت. در این صورت آمریکا کار دشوارتری برای پیاده‌سازی آن‌ها خواهد داشت.
از همه مهم‌تر، آمریکا موقعیت برجسته خود در اقتصاد دنیا را به تدریج از دست خواهد داد. امروزه هنوز جایگزینی برای دلار وجود ندارد و بازار آمریکا بیشترین جذابیت را در دنیا دارد. به همین خاطر آمریکا می‌تواند کشورهای دیگر را تسلیم خواسته‌های خود کند. اما در صورتی که آن‌ها در طول سال‌های آینده مجبور به پیروی از سیاست‌های غیرقانونی و نابخردانه آمریکا شوند، ممکن است شاهد تلاش‌هایی برای جایگزین کردن سیستم مالی آمریکا باشیم.
در حوزه تجارت نیز آمریکا می‌تواند با رقابت‌های ناعادلانه‌تری در آینده روبرو شود. سیستم اقتصادی بین‌المللی کامل نیست، اما قوانینی را در مقابل سیاست‌های تجاری ناعادلانه اجرا می‌کند. این سیستم همچنین همه کشورها را برای پیروی از قوانین تعریف شده تشویق می‌کند. در صورتی که آمریکا نقش خود به عنوان حامی اصلی این سیستم را رها کند، ممکن است کشورهای دیگر نیز قوانین تجارت جهانی را نادیده بگیرند. 

قرار گرفتن در مسیر صحیح 

سیاست‌گذاران آمریکایی برای حفظ قدرت اقتصادی آمریکا در آینده باید رویکرد یک‌جانبه خود در استفاده از ابزارهای اقتصادی را کنار بگذارند. آن‌ها در ابتدا باید در مورد محدودیت‌های قدرت آمریکا صادق باشند. البته در برخی مواقع انجام اقدامات یک‌جانبه اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. اما همیشه عواقب احتمالی باید در نظر گرفته شوند. 
دولت آمریکا باید سه تغییر در سیاست‌های خود اعمال کند. اول، دولت ترامپ باید جنگ تجاری مخرب خود را متوقف کند. پیروز شدن در جنگ‌های تجاری با کانادا یا اتحادیه اروپا امکان‌پذیر نیست. جنگ تجاری نه تنها به اقتصاد آمریکا آسیب وارد می‌کند، در نهایت قدرت و نفوذ این کشور در دنیا را کاهش خواهد داد. 
دوم، آمریکا تنها زمانی باید از تحریم‌های ثانویه استفاده کند که تلاش‌هایش برای قانع کردن کشورهای دیگر در اعمال تحریم‌های چندجانبه به نتیجه نرسیده باشند. استفاده از این تحریم‌ها در مقایسه با مذاکره با نهادهای بین‌المللی جذاب‌تر به نظر می‌رسد. اما در صورتی که آمریکا استفاده از آن‌ها را ادامه دهد، کشورهای دیگر تلاش می‌کنند وابستگی خود به آمریکا را کاهش دهند. 
در نهایت، آمریکا باید تلاش کند با جامعه بین‌المللی همکاری کند. دولت ترامپ از اقدامات مستقل و یک‌جانبه خود تعریف و تمجید می‌کند. این رویکرد به آمریکا اجازه می‌دهد تا از عواقب ناشی از همکاری‌های چندجانبه پرهیز کند. اما احتمال موفقیت و تداوم اقداماتی که با همکاری بقیه کشورها انجام شده‌اند بیشتر خواهد بود. چندجانبه گرایی همچنین باعث تقویت نهادهای بین‌المللی می‌شود. 

کلید واژه ها: سازمان تجارت جهانیاقتصاد آمریکاتجارت آزادجنگ سرداقتصاد دنیا


نظر شما :