واکاوی اهمیت ارتباط دولت مصطفی الکاظمی با حشد الشعبی در شرایط این روزهای عراق

۰۲ آبان ۱۳۹۹ | ۰۰:۲۵ کد : ۱۲۲۰۶ اصلی تیتر یک بین الملل
واکاوی اهمیت ارتباط دولت مصطفی الکاظمی با حشد الشعبی در شرایط این روزهای عراق

نویسنده: عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه وقایع اتفاقیه

وقایع اتفاقیه – طی هفته های وماه های اخیر تلاش ها جدی برای فضاسازی سیاسی و امنیتی در عراق به منظور ایجاد هجمه گسترده علیه حشد الشعبی و نیروهای اقماری آن به شکل جدی در دستور کار ایالات متحده امریکا و برخی از بازیگران منطقه ای قرار گرفت. به گونه ای که کار حتی تا مرز ایجاد اختلاف دولت مصطفی الکاظمی، نخست وزیر عراق با حشد الشعبی هم کشیده شد. این در حالی است که اساسا یکی از محورهای این هجمه های اخیر سیاسی، رسانه ای و امنیتی با همین محور در دستور کار واشنگتن و دیگر کشورهای همسو بود.

آن چه که ناگفته پیداست به اهمیت پیوندهای حشدالشعبی با دولت مرکزی بغداد از ابعاد گوناگون باز می گردد که عملا سبب شده است تا تمامی تلاش ها برای به حاشیه بردن و ناکارآمد کردن این نیروها در عراق تا کنون ناموفق ظاهر شوند. اگر چه خود نیروهای حشدالشعبی و نیز دیگر گروه ها، احزاب و جریان های اقماری و همسو با آن علاوه بر حضور پررنگ نظامی و امنیتی در عراق از نظر سیاسی هم به یک نمود، بروز و ظهور جدی با حضور برخی از نمایندگانش در پارلمان عراق رسیده است، اما به هر حال نوع و نحوه رابطه دولت مرکزی بغداد هم مزید بر علت شده است تا عملا هر گونه تلاش برای به محاق بردن حشد العبی با شکست مواجه شود. به هر حال از سال 2014 با پدید آمدن حشد الشعی تا به اکنون نحوه مدیریت داخلی و منطقه ای بر این نیروها سبب شده است تا حشد هم به سان حزب الله لبنان به یک بخش انکارناپذیر سیاسی، امنیتی و نظامی در عراق بدل شود. البته باید به این گزاره مهم اشاره داشت که هدف نهایی و کلان از تحت الشعاع قرار دادن مناسبات حشد الشعبی با دولت بغداد، نه برای کنار گذاشتن این نیرو، بلکه به محاق بردن نفوذ منطقه ای ایران است. 

لذا اگر چه طی روزها و هفته های گذشته، عراق کانون برخی تحرکات سیاسی، دیپلماتیک، امنیتی و نظامی آمریکایی ها به واسطه طرح اتهاماتی علیه حشدالشعبی و نیروهای همسو در خصوص حملات خمپاره ای به اماکن دیپلماتیک ایالات متحده در عراق بوده است، اما یقینا در پشت این اتفاقات می توان یک مدیریت پنهان را برای پیگیری یک نقشه کلان تر به منظور انزوا و قطع رابطه نظامی و امنیتی تهران با عراق دید.

پیرو این نکته و در یک نگاه کلان و عمیق تر می توان عنوان داشت تمامی این تحرکات اخیر واشگتن می تواند در یک طرح و نقشه سه مرحله ای خلاصه شود؛ اولین مرحله و گام این نقشه برهم زدن سیاست موازنه قوای عراق در تنش ایران و ایالات متحده است که با سفر مایک پمپئو رقم خورد. با این گام یقینا اکنون سیاست 16 سال گذشته بغداد در تداوم و پیشبرد راهبرد موازنه مثبت قوای دولت بغداد میان ایران و ایالات متحده می توان تحت الشاع قرار گیرد و به یک بن بست جدی برسد. 

اما این پایان کار نیست؛ کاخ سفید با برهم زدن راهبرد موازنه قوای دولت مرکزی بغداد در گام دوم سعی دارد با ایجاد التهاب و حساسیت کاذب در سایه بزرگ نمایی تهدیدات امنیتی و نظامی ایران در خاک عراق با تحرکات نیروهای حشد الشعبی و دیگر گروهای اقماری، بغداد را به سمت دوری از تهران بکشاند و به موازاتش گسل های امنیتی و نظامی جدی را در مناسبات دو طرف شکل دهد که یقینا اقدام به خروج اتباع و کارمندان آمریکایی غیر ضروری از عراق، افزایش میزان آمادگی نیروهای سنتکام در این کشور، تلاش برای بالا بردن شمار نیروهای نظامی آمریکایی، افزایش تعداد پایگاه های نظامی در خاک عراق، انتقال بخشی از نیروهای نظامی به پایگاه هایی در اربیل اقلیم کردستان عراق و از همه مهمتر تهدید به بستن سفارت آمریکا در بغداد، می تواند بستر جدی برای تحقق گام دوم مد نظر کاخ سفید را شکل دهد. لذا پیرو اقتضائات گام دوم کاخ سفید در نقشه سه مرحله ای خود، به نظر می رسد که هدف آمریکا از تلاش هایش به منظور اتهام زنی های اخیر علیه حشد الشعبی و دیگر نیروهای همسو با ایران، فشار به دولت بغداد در جهت برخورد با این نیروها و در نهایت ایجاد گسل سیاسی دولت مصطفی الکاظمی با حشد الشعبی است.

در نهایت با ایجاد بسترهای لازم در دو گام پیشین، واشنگتن در گام سوم و نهایی خود سعی دارد بعد از بر هم خوردن راهبرد موازنه قوای دولت مرکزی بغداد و نیز ایجاد گسل امنیتی، نظامی و سیاسی دولت مرکزی با حشد العبی، شرایط را برای ایجاد تنش نظامی علیه ایران، آن هم از طریق اشتباه بازیگران همسو با تهران در خاک این کشور شکل دهد. چرا که در مدت اخیر علی رغم تمام فضا سازی ها علیه ایران و بزرگ نمایی سایه تنش و تهدید نظامی و امنیتی تهران، سران و مقامات داخلی، به خصوص مقامات نظامی و امنیتی کماکان در یک هوشمندی، سیاست خویشتنداری را در پی گرفته اند و این رفتار تمامی برنامه کاخ سفید را به هم زده است. 

لذا ایالات متحده در تغییر تاکتیک خود برای انجام استراتژیش به دنبال دست یابی به بهانه ای برای تنش علیه ایران است و چه چیزی بهتر از بهره برداری از اشتباهات بازیگران و نیروهای همسو با ایران در عراق؛ چون اگرچه خویشتنداری تهران بن بست جدی را در سیاست های واشنگتن شکل داده است، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که این هوشمندی از جانب این نیروهای همسو در خاک عراق پی گرفته شود. به خصوص که اقداماتی نظیر حمله به دفتر حزب دموکرات کردستان عراق (پارتی) در بغداد و یا انجام حملات خمپاره ای به پایگاه های نیروهای نظامی آمریکا در اربیل و دیگر مسائل این چنینی که به نام حشد الشعبی و ایران در فضای رسانه ای و سیاسی در حال انتشار است و یا مواضعی دال بر آمادگی گروه های مقاومت عراقی برای هدف قرار دادن منافع و اهداف آمریکا در زمان مناسب می تواند دایره تنش ها در راستای اهداف آمریکایی ها را افزایش دهد. 

پس چنانی که پیداست عراق یقینا آبستن اتفاقات غیر مترقبه ای است که می تواند در آینده نزدیک روی دهد. از این حیث هر لحظه امکان دارد که با کوچکترین اشتباه از سوی این نیروها، بستر و فضا برای اقدام مد نظر آمریکا در عراق علیه این نیروها فراهم شود و به موازات آن واشنگتن در یک جریان سازی رسانه ای اقدامات احتمالی این نیروها را به تلاش تهران برای از بین بردن نیروهای آمریکایی نسبت می دهد و نهایتا گم سوم خود را محقق می کند. آن گاه عراق به زمین سوخته در تنش ایران و آمریکا بدل می شود. لذا پیرو این نکات در حال حاضر دولت مصطفی الکاظمی، نخست وزیر عراق در کنار تمام چالش های ریز و درشت خود اکنون با یک ابر چالشی جدی به نام تنش ایران و ایالات متحده نیز روبه رو است؛ چالشی که اکنون بخشی از دولت وی را برای عدم افزایش تنش های تهران – واشنگتن، آن هم در خاک عراق درگیر کرده است که محوریت آن با تلاش های دیپلماتیک فواد حسین، وزیر امور خارجه عراق رقم خورده است. اینجاست که اهمیت نوع مناسبات، حفظ روابط مثبت و تداوم فضای سازنده و تعاملی بین دولت بغداد با حشدالشعبی می تواند اهمیت خود را بیش از پیش نشان دهد.


  

 

کلید واژه ها: ایران عرق الحشد الشعبی مصطفی الکاظمی


نظر شما :